فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
«حجر» است و قاعدتاً بايد مرفوع باشد، ولى به واسطه همجوارى با «ضبٍّ» مجرور شده است. اما اين ديدگاه صحيح نيست؛ زيرا اهل زبان عربى اتفاق نظر دارند كه اعراب يك كلمه به سبب همجوارى با كلمه ديگر، شاذّ و نادر است. بنابراين حمل آيه قرآن بر چنين اعراب نادرى، در غير صورت ضرورت، جايز نيست. (١)
٢. علاء الدين بغدادى در تفسيرش موسوم به
برخى كسره لام را در «أرجلكم» به دليل مجاورت با لفظ قبلى دانسته و حكم لفظ قبلى را به اين لفظ تسرّى ندادهاند. اينان براى اين سخن به قول عرب استناد كرده كه مىگويند: «حُجر ضبٍّ خربٍ» و گفتهاند كلمه «خرب» صفت «حُجر» است، نه صفت «ضبّ» و اعراب جرّ آن به سبب مجاورت با كلمه «ضبٍّ» است. اين سخن به دو دليل صحيح نيست:
أ) موارد اعراب جرّ به سبب مجاورت را يا بايد به ضرورت شعرى حمل كرد و يا بايد اِعمال آن را در مواردى كه احتمال اشتباه نمىرود، مجاز دانست. در مثال مذكور، معلوم است كه كلمه «خرب» صفت «ضبٍّ» نيست، بلكه صفت «حُجر» است.
ب) اِعراب جرّ به سبب مجاورت، در صورتى است كه واو عطف ميان دو كلمه نباشد. اما در صورت وجود واو عطف، عرب آن را اعمال نمىكند. (٢)
٣. سيرافى و ابن جنّى، اعراب جرّ به سبب مجاورت را انكار كردهاند و اعراب جرّ در كلمه «خرب» را چنين تأويل كردهاند كه اين كلمه، صفت «ضبّ» است. براى آگاهى از جزئيات ديدگاه اين دو اديب، به كتاب مغنى اللبيب مراجعه شود. (٣)
٤. ابن هشام گفته است:
اعراب جرّ به سبب مجاورت، در عطف نسق جارى نمىشود؛ زيرا حرف عطف، مجاورت دو كلمه را از بين مىبرد. (٤)
از سخنانى كه به طور مختصر نقل كرديم، نتيجه مىگيريم:
اوّلاً، اعراب جرّ به سبب مجاورت، در كلام فصيح استعمال نشده است.
(١) معانى القرآن و اعرابه، ج٢، ص١٥٣.
(٢) تفسير الخازن، ج٢، ص١٦.
(٣) مغنى اللبيب، باب هشتم، قاعده دوم، ص٣٥٩.
(٤) همان.