فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
مىپذيرفتهاند. برخى از مطالبى كه در متون آمده است اين احتمال را تأييد مىكند؛ از جمله:
ـ ابن جرير از حميد روايت كرده است كه گفت:
«موسى بن انس كه ما نزد او بوديم، گفت: اى ابا حمزه! حجاج در اهواز براى ما كه با او بوديم خطبهاى ايراد كرد و در طى آن از وضو ياد كرد. آن گاه گفت: «اغسلوا وجوهكم و ايدكم و امسحوا برؤوسكم و ارجلكم» و هيچ جاى انسان كثيفتر از پاهايش نيست، پس زير و رو و پاشنه آنها را بشوييد!
انس گفت: خدا راست گفت و حجاج دروغ گفت. خداوند فرموده است: سرها و پاها را مسح كنيد، موسى بن انس گفت: چنين بود كه هر گاه انس مىخواست پاهايش را مسح كند، آنها را تر مىكرد. (١)
ـ ازجمله مواردى كه نشان مىدهد دستگاههاى تبليغاتى رسمى هيئت حاكم، شستن پاها را تأييد كرده و كسانى را كه به مسح معتقد بودهاند، مؤاخذه مىكردهاند (٢) ، روايتى است كه احمد بن حنبل با سند خويش از ابى مالك اشعرى نقل كرده كه روزى او به قومش مىگويد:
جمع شويد تا براى شما نمازى آن گونه كه رسول خدا (ص) خوانده است، بخوانم، چون جمع شدند، گفت: آيا ميان شما غريبهاى هست؟ گفتند نه مگر خواهر زادهاى از ما. گفت: خواهر زاده هر قومى، از آن گروه است. آن گاه درخواست كرد كاسه آبى بياورند. وقتى آوردند، وضو گرفت؛ به اين شكل كه نخست مضمضه و استنشاق كرد، آن گاه صورت و دستها را هر كدام سه بار شست و بر سر و روى دو پا مسح كرد و آن گاه نماز خواند. (٣)
اينها احتمالاتى بود كه مىتوان با آنها شستن پا به جاى مسح را توجيه كرد؛ با آنكه قرآن بر مسح دلالت دارد. از ميان اين سه احتمال، احتمال دوم و پس از آن، احتمال سوم به واقع نزديكتر است.
(١) ابن كثير، تفسير القرآن، ج٢، ص٢٥؛ طبرى، تفسير قرآن، ج٦، ص٨٢.
(٢) به گونهاى كه معتقدان به مسح از اظهار عقيده در اين زمينه پرهيز و تنها در نهان بدان تصريح مىكردهاند.
(٣) مسند احمد بن حنبل، ج٥، ص٣٤٢؛ المعجم الكبير، ج٣، ص٢٨٠، شماره٣٤١٢.