فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٦ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
به شكل هلال، قابل رؤيت باشد؛ يا ميزان، آن است كه هلال با چشم طبيعى قابل رؤيت باشد و امكان رويت آن به كمك دستگاههاى جديد و با چشم مسلّح، كافى نيست؟ پيداست كه اين بحث، حتى در نظريه مشهور ـ لزم رؤيت هلال در شهر مكلّف ـ نيز جاى طرح دارد.
ظاهر سخن فقها آن است كه شرط تحقّق ماه، رؤيت هلال با چشم طبيعى است. استاد ـ چنان كه در تقريرات درس ايشان آمده است ـ در توضيح اين بحث آوردهاند:
پوشيده نيست كه كره ماه ـ به عقيده هيئت شناسان قديم ـ دو حركت دارد: حركتى به دور خود در هر بيست و چهار ساعت، كه اين حركت، داراى مشرق و مغرب است. حركت ديگرى نيز در همان مدار، هر ماه يك بار به دور زمين و از جهت غرب به شرق دارد. بر اين اساس، مكان ماه در هر روز، با روز ديگر، متفاوت است و از اين جهت، گاهى حركت ماه، همگام با طلوع و غروب خورشيد است و گاهى با آن اختلاف دارد. در حالت همگامى حركت ماه و خورشيد، كه از آن به محاق يا تحت الشعاع تعبير مىشود و طبعاً در آخر ماه اتفاق مىافتد، از آنجا كه نيمه روشن ماه در اين حالت، كاملاً به طرف مشرق و رو به روى خورشيد است، هيچ جزئى از آن ديده نخواهد شد.
سپس مسير، تغيير يافته و نيمه روشن ماه به سمت شرق منحرف شده و بخشى از آن ظاهر مىشود و هلال جديد به وجود مىآيد. اما اين انحراف مسير، كه نمايان شدن ماه را در پى دارد، تدريجى انجام مىگيرد و از اين رو در ابتدا مقدار چشمگيرى از ماه كه قابل رؤيت باشد، يكباره آشكار نمىشود، بلكه اندك اندك آشكار مىگردد؛ زيرا هرجزء از نور را فرض كنيم، بنا بر اين اصل فلسفى كه هيچ جزء تجزيه ناپذيرى وجود ندارد طبعاً قابل تقسيم به اجزاى كوچكتر است. اگر فرض كنيم نخستين جزء از ماه كه در برابر خورشيد قرار مىگيرد، مىميليونم نيمه روشن ماه باشد، اين جزء چون بسيار كوچك است، قابل رؤيت نيست و اگر چه وجود واقعى دارد و بر حسب قواعد فلكى و ضوابط علم نجوم، علم قطعى به تحقّق آن داريم، اما شرعاً تأثيرى در