فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - تطبيق نظام حقوقى اسلام با حقوق وضعى معاصر عباس كعبى
از حقوق، به صورت علمى و منطقى، گرد آورى و جمع بندى گردد؛ مثلاً از تشريعى كه در آن، قواعد مربوط به يكى از رشتههاى حقوق، جمع و تدوين مىگردد، به «تقنين» تعبير مىكنند؛ مانند «تقنين مدنى» يا «تقنين تجارى» يا «تقنين جنايى».
چهارم: قانون به مفهوم علم حقوق؛ كه در بردارنده رشتههاى مختلف آن است و آنچه در دانشكدههاى حقوق، با اين نام تدريس مىشود و در زبان عربى به آن، «علم حقوق» نيز مىگويند، اما استعمال قانون شايعتر است و در زبان انگليسى و فــرانسوى، از ايــن معنــا بــه دو واژه « uris prudence» و « Science dudroit» تعبير مىكنند؛ چنان كه اين اصطلاحات بيگانه، بر علمى كه از نظريات و قواعد كلّىِ، حقوق يا اصول حقوق بحث مىكند نيز اطلاق مىشود. در فرهنگ اسلامى، معادل اين اصطلاح، «علم فقه» است.
ب) حقوق
اين واژه در عربى، دو كاربرد دارد: گاه با صيغه جمع، اما با مفهوم اسم جمعى ـ نه جمع در برابر مفرد ـ به كار مىرود كه طبق اين كاربرد، واژه حقوق، معادل معناى اوّل، دوم و چهارم از مفاهيم و كاربردهاى قانون است. به مجموعه مقررات حاكم بر يك جامعه، «حقوق» مىگويند و به قاعده قانونى، «قاعده حقوقى» گفته مىشود و به علم قانون، «علم حقوق» مىگويند و از دانشكدههاى قانون و شريعت، به «دانشكدههاى حقوق شريعت» تعبير مىكنند و به مجله تخصّصى در حوزه قانون، «مجله حقوق» به اين معنا مىگويند و به شخص قانون دان، «حقوقى» يا «فقيه قانون» يا «عالم قانونى» مىگويند؛ با كاربردهاى گوناگون. گاهى حقوق نيز به معناى جمع «حق» ـ نه به مفهوم اسم جمعى ـ به كار مىرود كه دراين صورت، معناى آن با معناى كلمه قانون، تفاوت دارد.
«حق» يعنى صلاحيت يا اقتدار يا امتيازى كه قانون، آن را به شخص حقيقى يا حقوقى مىدهد. معادل آن در زبان انگليسى و فرانسوى، دو واژه « Riqht» و ( Droit sudiectif) (٧)
(٧) در برابر «Droit objezif» ؛ يعنى حقوق نوعى و اين معنا معادل قانون، به معناى نخست است كه در انگليسى به آن «law» مىگويند.