فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
خاصى نيز در روايات باب وجود دارد كه طريقيت رؤيت را مىرساند. ازجمله اين قراين آنكه در اين روايات آمده است: روزه با رؤيت واجب مىشود، نه با گمان و رأى و احتمال، و اين بدان معناست كه مقصود از رؤيت، لزوم تحقيق و احراز حلول يا خروج ماه در وجوب روزه يا افطار بوده و شرط دانستن رؤيت و تأكيد برآن، براى اين مقصود است.
از ديگر قراين خاص آنكه به نص و فتوا ثابت شده است اقامه بيّنه كه طريقى براى كشف واقع است، براى اثبات حلول ماه كفايت مىكند. همچنين ثابت شده است كه گذشت سى روز براى اثبات حلول ماه جديد كفايت مىكند؛ حتى اگر هيچ كس هلال را رؤيت نكرده باشد. همچنين حكم شده كه اگر هلال در شب بيست و نهم ديده شود، قضاى روزه روز نخست ماه، لازم است.
اين احكام و امثال آنها، همه دلالت بر آن دارد كه رؤيت، فقط طريقى براى اثبات حلول ماه است و سبب تحقّق ماه قمرى نبوده و موضوع حكم واقعى به وجوب روزه نيست.
ممكن است ادعا شود كه رؤيت، طريقى براى اثبات مرئى، يعنى هلال است، اما در مورد ماه قمرى، ممكن است رؤيت هلال ـ و لو فى الجمله و از طرف بعضى از مردم ـ شرط ثبوتى در تحقّق آن بوده و به نحو موضوعيت در آن دخيل باشد.
براين اساس، وجود هلال ـ حتى در افق شهر ـ مادام كه فى الجمله رؤيت نشده باشد، براى تحقّق ماه قمرى كافى نيست.
اين ادعا مردود است؛ زيرا اوّلاً، خلاف فهم عرفى و لغوى از عنوان «ماه» است؛ چرا كه هرگاه گفته مىشود «اين هلال ماه رمضان يا شوال است»، اين تعبير، ظهور در آن