فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
خاصى كه دراين باره وجود دارد و بدانهااشاره شد.
ثانياً، اين سخن نيز قول مشهور را اثبات نمىكند؛ چرا كه نهايت آن، اين است كه علم به حلول ماه يا رؤيت هلال در موضوع وجوب روزه اخذ شده است، اما اثبات نمىكند كه رؤيت هلال در يك شهر، براى اثبات ماه در شهر ديگر كافى نيست. پس همچنان مىتوان گفت علم به حلول ماه يا رؤيت هلال در يك شهر، براى وجوب روزه در شهر ديگر كفايت مىكند و اين، بر خلاف مقصود مشهور است.
ثالثاً، اين معنا با وجوب قضاى روزه روزى كه مكلّف، هيچ راهى براى اثبات حلول ماه رمضان نداشت، بلكه طريق قطعى يا حجّت شرعى داشت كه آن روز از شعبان است، ولى پس از يك روز، خلاف آن ثابت شده، ناسازگار است و قابل جمع نيست. قضاى اين روز، بى هيچ ترديدى، واجب است. وجوب قضاى اين روز، هيچ وجهى ندارد، مگر در فرض فعليت وجوب واقعىِ روزه آن روز در حق او؛ اگر چه بر او منجّز نشده باشد. اين بدان معنا ست كه موضوع وجوب روزه رمضان، واقعيتِ ماه رمضان است، نه علم به رمضان. حمل دليل وجوب قضاى اين روز بر تعبدّ و آن را نازل منزله قضا دانستن، خلاف ظهور معناى قضا در جبران و تدارك حقيقى واجب فوت شده است.
افزون بر اين، فقها در اينكه موضوع وجوب روزه، فقط ماه رمضان واقعى است، نه ماه رمضان معلوم يا آنچه رمضان بودن آن از طريق معتبر ثابت شده باشد، اختلاف ندارند. اختلاف ميان مشهور و مخالفان مشهور، فقط در ملاك تحقّق و صدق عنوان ماه است. همچنين در اين اختلاف، احكام روزهاى ماه رمضان و شبهاى آن، هيچ خصوصيتى نسبت به احكام ماهها و روزهاى ديگر، از قبيل حرمت روزه روز عيد اضحى و عيد فطر و يا ديگر احكام اوّل و آخر ماه ندارد.
براين اساس، چارهاى نيست جز التزام به اينكه رؤيت، طريق محض براى واقعيت حلول ماه قمرى است و واقعيت حلول ماه، تمام موضوع براى وجوب روزه است. اما اين سخن به معناى تعيّن نظريه استاد ـ آية الله خويى ـ مبنى بر لزوم وحدت ماه قمرى براى همه آفاق نيست. همچنين براى نفى نظر مشهور مبنى بر امكان تعدّد ماه قمرى به نسبت آفاق