فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٥ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
كه با رؤيت هلال، سى روز روزه گرفتهاند، روزه مىگرفت و نيازى به شهادت بيّنه نبود.
از سوى ديگر، عبارت امام (ع) بر آن دلالت دارد كه رؤيت اهل شهر ديگر، موضوع وجوب واقعىِ روزه را محقّق مىسازد. و بيّنه بر آن، مانند بيّنه بر رؤيت هلال در شهر مكلّف است بنابر اين، روايت مذكور به انكشاف هلال با بيّنه براى كسى كه هلال را رؤيت نكرده و در حلول ماه، شك دارد، نظر ندارد، بلكه روايت، ناظر به توسعه منكشف است. بدين معنا كه رؤيت هلال در يك شهر، براى ساير شهرها كافى است. بى گمان، اين استظهار، چنان آشكار است كه جاى ترديد ندارد.
روايت دوم: صحيحه عبدالرحمان بن ابى عبداللّه از امام صادق (ع):
قال: سألت أبا عبدالله (ع) عن هلال شهر رمضان يغمّ علينا في تسع و عشرين من شعبان؟ قال:
از امام صادق (ع) در باره هلال ماه رمضان پرسيدم كه در بيست ونهم شعبان بر ما پوشيده ماند. فرمود: روزه مگير، مگر آنكه هلال را ديده باشى. اگر اهل شهر ديگرى شهادت دادند كه در آن روز، هلال را ديدهاند، آن روز را قضا كن.
صحيحه اسحاق بن عمار نيز به همين مضمون است. (٣٧)
در اطلاق اين دو روايت، مناقشه شده است كه ناظر به فرض وجود مانع ـ ابر ـ از رؤيت هلال در آن شهر است؛ به گونهاى كه اگر آن مانع نبود، رؤيت هلال، ممكن بود. بنابر اين، دو روايت ياد شده، نسبت به موردى كه مانعى از رؤيت وجود نداشته و علم به عدم امكان هلال در افق شهر باشد، اطلاق ندارد.
پاسخ، آن است كه فرض وجود ابر، در سؤال سائل آمده است، نه در پاسخ امام (ع)، بلكه تأكيد امام (ع) بر اينكه «روزه نگيرد، مگر آنكه هلال را ديده باشد يا اهل شهر ديگر شهادت دهند و در آن صورت، قضاى آن را به جا بياورد»، دليل بر بيان يك حكم كلّى خطاب به سائل است كه در فرض عدم رؤيت تو، رؤيت اهل شهرى ديگر، كافى است؛
(٣٦) وسائل الشيعه، باب ٣ از ابواب احكام شهر رمضان، حديث ٩.
(٣٧) همان، باب ٨، حديث ٣.