فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - نگاهى گذرا به مسئلهء اجتهاد محمد اسحاق فياض
طول تاريخ فرا مىخواند؛ حركتى فكرى كه صبغهاى اسلامى دارد، تا افقهاى فكرى و ذهنى، بازگشته، مشعل كتاب و سنّت در هر عصر و دورهاى، همچنان روشن و بر افروخته باقى بماند.
اگر اين حركت فكرى اجتهادى در اسلام ـ حركتى كه در اثر تحوّل در حيات انسان و توسعه و تعميق آن در عرصههاى اجتماعى و فردى، عصر به عصر متحوّل گشته، تعميق و توسعه مىيابد ـ نمىبود، اصالت مسلمانان در انديشه و قانونگذارى كه ريشه در كتاب و سنّت دارد، در طول تاريخِ عصر غيبت، نمود و ظهور نمىيافت.
بنابر اين، اگر نبود اين حركت فكرى كه در اصطلاح علمى، بدان اجتهاد گويند و تا اين عصر و در طول تاريخ انديشهء دينى، استمرار يافته است، سرانجام، مشعل فروزان كتاب، به خاموشى مىگراييد و مشكلات نو ظهور در هر عصر و زمانى، بدون را ه حلّ منطقى، در ابعاد زندگى انسان سايه مىگسترانيد.
در نتيجهء وجود و استمرار اين حركت فكرى، علم فقه نيز در پى پيدايش تحوّلات نوين در زندگى بشر از يك سو و توسعه و تعميق اين تحوّلات در همهء عرصههاى حيات از سوى ديگر، دچار دگرگونى و تطوّر همراه با توسعه و تعميق گرديده است.
بدين لحاظ است كه تحوّل دانش فقه و توسعهء آن در تمامى حوزههاى زندگى در طول تاريخ، بيانگر اصالت فكرى مسلمانان و شخصيت مستقل و متمايز تشريعى آنها در عرصهء قانونگذارى و حقوق است.
بنابر اين، در هر عصرى ضرورى مىنمايد كه گروهى كمر همّت بربندند و بى دريغانه تلاش كنند تا به مرتبهء اجتهاد رسند و دشواريها و محنتها را در اين راه تحمّل كنند. در غير اين صورت، مشكلات نو و روز افزون در زندگى بشر، بدون راه حلهاى مناسب، در قلمرو شريعت سايه افكنده، همچنان لاينحل باقى مىماند.
روش دوم
راه حلّ دوم براى مشكل مطرح شده ـ كه با فرض تأسيس علم اصول، بعد از عصر