فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
نسبى و از منطقهاى تا منطقهاى ديگر، متفاوت است.
براين اساس، اگر مبناى قول مشهور و مراد آنان از اختلاف مطلع هلال، معناى نخست باشد، همان گونه كه استاد فرمودند، درست نيست. اگر مراد آنان از طلوع هلال، معناى دوم باشد، آنچه استاد در نفى نسبيت و اختلاف مطالع هلال نسبت به اختلاف مناطق زمين در نتيجه كروى بودن آن گفتند، نا تمام است.
به ناچار بايد اين بحث را پيش كشيد و مشخص كرد كه بر اساس مجموع ادلّه شرعى و فهم عرفى، كدام يك از اين دو امر (طلوع هلال يا رؤيت هلال) ميزان تحقّق حلول ماه است؟ عبارات فقها دراين زمينه، چندان روشن نيست.
بسا توهّم اين احتمال شده است كه «رؤيت» در تحقّق حلول ماه، موضوعيت دارد و مشهور، از آن جهت اتّحاد افق را شرط دانستهاند كه «رؤيت» به عنوان موضوع در تحقّق حلول ماه اخذ شده است. اين احتمال، خلاف صريح سخن فقهاست و چنان كه پس از اين، هنگام بررسى ادلّه طرفين اشاره خواهيم كرد، از نظر فقهى، نمىتوان چنين احتمالى را پذيرفت.
ادلّه نظريه نخست (قول مشهور)
با دو دليل بر قول منسوب به مشهور استدلال شده است: يكى اصل عملى و ديگرى، رواياتى مستفيضه با مضمون «صُم للرؤية و أفطر للرؤية» (١٢) . اين روايات در شرط بودن رؤيت و دخالت آن در حلول ماه و انحصار اثبات حلول ماه به رؤيت ظهور دارد. فقط در مواردى از اين انحصار خارج مىشويم كه خلاف آن با ادلّهاى ديگر، مانند شهادت دو شاهد عادل بر رؤيت يا گذشت سى روز، ثابت شده باشد. البته روايات ثبوت ماه با شهادت دو شاهد عادل بر رؤيت، ظاهر يا منصرف به رؤيت هلال در همان شهر يا در حوالى آن است، نه شهرهاى دورى كه با آن شهر اختلا افق دارد.
(١٢) با رؤيت هلال، روزه بگير و با رؤيت هلال، افطار كن.