فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٣ - نگاهى گذرا به مسئلهء اجتهاد محمد اسحاق فياض
دهد و اين مشكلات را حل كند، در حالى كه دين اسلام به عنوان تنها نظام و براساس اعطاى ره توشه و سرمايهء معنوى از نقطه نظر تواناييهاى روحى و ملكات فاضله و اخلاق والا، از آنچنان توانايى و قدرتى برخوردار است كه بتواند مشكلات پيچيده در حوزههاى مختلف زندگى انسان را حل كرده، راهكارهايى ارائه دهد.
اسلام بين انگيزههاى ذاتى و كششهاى طبيعى و گرايشهاى شخصى از يك سو و مصالح كلان انسان از سوى ديگر، رابطه بر قرار مىسازد، مصالح كلان، همان عدالت اجتماعى است كه اسلام به آن اهتمام ورزيده است. اسلام، تنها وسيله و عامل حلّ تناقضات بين انگيزههاى ذاتى به منظور تأمين مصالح شخصى و انگيزههاى نوعى به منظور تأمين مصالح نوعى است. اسلام، انسان را مجهز به تواناييهاى غريزه دين و انگيزههاى دينى مىكند و بدين وسيله، مصالح كلان جامعهء انسانى با كششهاى طبيعى و انگيزههاى ذاتى، هماهنگ مىشود و اين است معناى اين جمله كه: دين اسلام، مشكل و مشكلات بزرگ انسان را در روى زمين حل مىكند.
به خاطر وجود اين محذور، بسنده كردن مكلّف در مقام انجام وظيفه، فقط به اين بخش اندك از احكام اسلام، ممكن نيست.