فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٣ - نگاهى گذرا به مسئلهء اجتهاد محمد اسحاق فياض
مشكلات و مبارزه با عوامل جديد بيمارى زا، يك گام به پيش مىراند.
بر اين اساس، نظريات كلان پزشكى، عصر به عصر و روز به روز رو به تحوّل، توسعه و تعميق است و بديهى است كه هر چه اين نظريات، تحوّل، توسعه و تعميق يابد و التفات و توجه همه جانبه و فراگيرى بيشترى يابد، در عرصه تطبيق نيز بررسى حالات بيماران، دقّت، عمق، توجه و همه جانبه نگرى بيشترى مىطلبد، و برعكس هرچه تئوريهاى پزشكى، ابتدايى و ساده باشد، در عرصه تطبيق، معاينه و بررسى حال بيماران نيز دقيقاً به همين اندازه از سادگى و بساطت خواهد بود.
به همين دليل است كه پزشك در دورهها و قرنهاى پيشين، در عرصهء معاينهء بيمار و تطبيق، به مشاهدهء زبان مريض يا گرفتن نبض او و نظير اين گونه معاينات ابتدايى بسنده مىكرد.
اختلاف مجتهدان در فتاوا
اختلاف فتوا بين مجتهدان در دو مرحله پديد مىآيد:
نخست، در تكوين و شكلگيرى نظريات كلان و قواعد مشترك براى انديشهء فقهى و دوم، در عرصهء تطبيق اين قواعد و نظريات كلان، بر صغريات و موارد خاص.
اما مرحله نخست: ريشهء اختلاف در اين مرحله، اختلاف در نتايج افكارى است كه در جهت شكلگيرى اين قواعد و نظريات كلّى و تحديد دايرهء اين نظريات در قلمرو مشخص مطابق شرايط كلى آن نظريات و قواعد، ظاهر مىشود؛ زيرا طبيعى است كه نتيجهء تفكر و انديشيدن در بارهء حجّيت نصوص تشريعى از نظر سعه وضيق، كمّيت و كيفيّت، به تَبَعِ اختلاف در شروط كلّى آن، مختلف مىشود.
همچنين در باره استفاده از مداليل اين نصوص، بر اساس مناسبات عرفى ارتكازى و مطابقت اين مداليل با واقعيت عينى و سطح و ميزان دقّت و شمول اين قواعد، اختلاف پديد مىآيد.
اين اختلافات موجود در نتايج افكار مجتهدان در تعيين اين قواعد و نظريات كلى در اصول و در سطح بحث نظرى، سرانجام به يكى از جهات زير بر مىگردد: