فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٨ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
تفاوتى ميان اينكه در يك شهر رؤيت شده باشد يا در چند شهر و يا شهرى كه در آن، هلال رؤيت شده، با شهرى كه در آن رؤيت نشده، هم افق باشد يا ناهم افق. اين روايات از همه جهات ياد شده، اطلاق دارد. مفهوم اين روايت، اخصّ از آن مطلقات است، اما منطوق آن، همانند آنهاست و رؤيت در همه شهرها نيز يكى از فرضهاى رؤيت است. اما مفهوم اين روايت، ديگر روايات مطلق را تخصيص مىزند.
با چشم پوشى از اين سخن، دست كم مىتوان گفت: اين روايات با هم تعارض داشته و در نتيجه، از حجّيت ساقطند. با سقوط دو طرف تعارض، نوبت به رواياتى مىرسد كه ظاهر آنها دلالت بر اين دارد كه ميزان تحقّق ماه قمرى، رؤيت هلال در شهر مكلّف است. (٤٠)
اين مناقشه، خود از جهاتى مورد اشكال است: اينكه مراد از جمله «من جميع أهل الصلاة» همه ملل و فرق مسلمانان باشد، بسيار بعيد است؛ زيرا مستلزم آن است كه پيروان همه مذاهب و فرقهها، عادل باشند و حديث، دلالت بر حجّيت شهادت شاهدان از همه فرقهها را داشته باشد. بلكه بر اين فرض، ظاهر حديث، لزوم شهادت دو شاهد از همه فرقهها و مذاهب مسلمانان براى اثبات حلول ماه است و شهادت شاهدان فرقه برحق، به تنهايى كفايت نمىكند، سستى اين سخن بر كسى پوشيده نيست.
مراد از «جميع أهل الصلاة» همان گونه كه استاد برداشت كردهاند، همه مسلمانان در شهرها و مناطق مختلف است. جمله «إلاّ أن يقضي أهل الأمصار» كه در پايان روايت آمده نيز همين معنا را تأييد مىكند؛ چرا كه امام نفرمود «أهل الصلاة»، بلكه فرمود «أهل الأمصار»؛ يعنى ساكنان همه شهرها. بنابراين، جمله نخست نيز ناظر به همه مسلمانان است؛ از حيث سكونت و پراكندگى آنان در شهرهاى مختلف، نه از حيث فرقه و مذهب آنان.
(٤٠) سيد محمد تقى قمى، مبانى منهاج الصالحين، ج٦،ص ٢٣٠ ـ ٢٢٩.