فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٧ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
تكوّن هلال ندارد؛ زيرا بر اساس روايات گذشته، آنچه در تحقّق ماه قمرى اعتبار دارد، فقط رؤيت است، يا شهادت حسّى دو شاهد كه آن را با چشم عادى ديده باشند، نه اينكه از روى قواعد نجومى، به وجود آن پى برده يا از بلند بودن هلال در شب بعد، كشف كنند كه در شب قبل نيز وجود داشته است.
از اينجا معلوم مىشود كه رؤيت با چشم مسلّح و به استناد دستگاهها و دوربينهاى جديد، مانند تلسكوپ، بى آنكه با چشم عادى قابل رؤيت باشد، اعتبار ندارد. البته تعيين محل هلال به كمك دستگاه و سپس ديدن آن با چشم عادى، اشكال ندارد. بنابر اين، هرگاه هلال، قابل رؤيت باشد، هر چند مقدّمات رؤيت، به كمك اين دستگاهها فراهم شده باشد، كفايت مىكند و هلال ثابت مىشود. (٥٥)
اينكه استاد گفتهاند: «وجود واقعىِ آن جزء از هلال كه چون بسيار كوچك است، قابل رؤيت نيست، براى ثبوت هلال كفايت نمىكند»، سخنى درست است. بدين معنا كه صِرف علم به حركت ماه از نقطه تقارن با خورشيد و خروج آن از محاق، مادام كه به شكل هلال محقّق نشده باشد، قطعاً براى تحقّق ماه قمرى كافى نيست؛ هرچند اين حركت ماه با محاسبه و به كمك دستگاههاى پيشرفته، ثابت شده باشد. براى اينكه ميزان حلول ماه قمرى، تحقّق هلال است و كره ماه، هرگاه در گردش خود به اين حالت برسد، هلال ناميده مىشود. ماههاى قمرى با رؤيت هلالهايشان براى مردم محقّق مىشود، نه به صرف حركت كره ماه و گردش جديد آن، طبق موازين علمى.
اما اينكه گفتهاند: «شرط تحقّق ماه، امكان رؤيت هلال با چشم عادى است و رؤيت آن با چشم مسلّح كافى نيست» از دو لحاظ قابل مناقشه است:
١. روايات رؤيت، دلالت بر آن ندارد كه فقط رؤيت با چشم عادى اعتبار دارد. عنوان رؤيت، همان گونه كه رؤيت با چشم عادى را در بر مىگيرد، رؤيت با چشم مسلّح را نيز شامل مىشود؛ رؤيت با چشم مسلّح نيز مصداق رؤيت هلال است؛
(٥٥) مستند العروة الوثقى، ج٢، كتاب صوم، ص ١٢٣.