فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٢ - كاوشى در مجازات محارب و مفسد فى الارض محمد مؤمن قمی
آن به عنوان دليل عام كه شامل همه مفسدين شود استفاده كرد. معناى اول ظاهرتر است، بنابر اين روايت دلالت مىكند بر اين كه حد مفسد بلكه سعى كننده در فساد، قتل است.
٢ ـ روايت محمد بن عيسى بن عبيد از امام رضا(ع). امام(ع) در اين روايت فارس بن حاتم را مهدورالدم دانست و براى قاتل او بهشت را ضمانت كرد و جنيد او را كشت. فارس شخص فتنه گرى بود و مردم را به بدعت دعوت مىكرد. امام(ع) در باره او فرمود:
«
فارس ـ لعنه اللّه ـ خودش را از جانب من مىداند، او فتنه گر و بدعتكار است و خونش براى هر كس او را بكشد هدر است. كيست كه مرا از او راحت كند و او را بكشد تا من بهشت را براى او ضمانت كنم. (١٠٩)
استدلال به اين روايت اين گونه است كه امام پيش از آنكه خون او را هدر اعلام نمايد، فرمود: «فارس فتنه گر و دعوت كنننده به بدعت است.» بنابراين سبب مهدورالدم شدن او فتنه گر بودن اوست و بيان شد كه فتنه مرادف با فساد است، پس اين روايت دلالت مىكند بر آنكه قتل مفسد جايز است.
اما ممكن است گفته شود: آوردن جمله «دعوت كننده به بدعت» در كنار عنوان «فتنهگر» اين احتمال را تقويت مىكند كه ممكن است دعوت به بدعت نيز در سببيت براى اين مجازات داراى نقش باشد؛ لذا تنها فتنه را تمام موضوع براى اين مجازات دانستن مشكل به نظر مىرسد. به علاوه، سند حديث به دليل حسين بن حسن بندار، كه توثيقى در مورد او نرسيده، ضعيف مىباشد.
(١٠٩) وسائل، باب ٤٧، از ابواب جهاد عدوّ ح١.