فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - شرط كيفرى مالى در بانكدارى بدون ربا محمد على تسخيرى
١. استفاده از حكم قضايى براى دريافت غرامت، يا حتّى تعزير و جريمه مالى قضايى به عنوان كيفر به تعويق انداختن تسويه وام ؛ زيرا تعويق در تسويه دين از نظر شرعى حرام مىباشد.
٢. شرط كيفرى مالى؛ هر چند گرايش اغلب فقها استفاده از حكم قضايى براى اين منظور است، امّا اين روش، مشكل مزبور را حل نخواهد كرد؛ زيرا حتّى اگر حكم قضايى بر دريافت غرامت به نفع بانك صادر شود، اغلب گرفتار طولانى بودن زمان اقدامات قضايى خواهد بود. هم چنين حكم قضايى به منظور ممانعت از تأخير، غرامت تصاعدى را با ادامه تأخير ثابت نمىكند، خصوصاً اگر نقش زمان را در عمليات متنوع بانكى در نظر بگيريم و روشهاى به كارگيرى حيلههاى قانونى را در مقابل احكام قضايى مورد توجه قرار دهيم. به علاوه گرايش ديگرى نزد فقها وجود دارد كه يا اين روش را ممنوع مىدانند و يا حكم مىكنند كه غرامت بايد به خزانه عمومى واريز شود.
امّا شرط كيفرى تنها با اين شبهه روبه رو است كه مستلزم ربا مىباشد، به اعتبار اين كه قرضى است كه نفعى را در پى دارد و هر قرضى كه نفعى را در پى داشته باشد، ربا است، همه فقها اين قاعده را پذيرفتهاند.
مىدانيم كه قاعده «المؤمنون عند شروطهم إلاّ شرطاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً» مورد پذيرش همه فقيهان است، امّا سؤال اين است كه آيا تطبيق اين قاعده بر شرط كيفرى، موجب تحليل حرام مىباشد و در نتيجه شرط باطل است، يا خير؟