فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٢ - حكم حكومتى راهى براى پاسخگويى به نيازهاى متغير محسن اسماعيلى
بيان حكم شرعى(مگر استثنائاً ومجازاً)؛ چرا كه ظهور اين واژهها در آن است كه به عنوان سلطان وامير يا به عنوان قاضى وحاكم شرعى فرمان داده، حكم رانده يا دستورى صادر كردهاند، نه به عنوان كسى كه مبلّغ حلال وحرام الهى است.
همانگونه كه پيشتر گفته شد احكام الهى در حقيقت احكام رسول نيست، در حالى كه احكام صادره از او در مقام قضاوت ويا سلطنت و رياست بر جامعه، حقيقتاً احكام خود اوست، هرچند بين اين دو مقام از جهتى تفاوت وجود دارد. (١٥)
ايشان در مقام تثبيت اين ادعا، تاكيد مىكنند كه «آنچه گفته شد افزون بر آنكه موافق تحقيق وظهور لفظى است، با تتبع ودقت در موارد استعمال اين اصطلاحات در متون روايى نيز روشن مىشود وبه همين دليل است كه اين گونه تعبيرات درباره ساير امامان(ع) به كار نرفته است، چه آنكه از رياست وحكومت ظاهرى يا مقام قضاوت برخوردار نبودهاند واگر هم به ندرت از امثال اين تعبيرات استفاده شده باشد از آن جهت بوده كه در واقع حاكم و قاضى محسوب مىشدهاند. (١٦)
تعداد بى شمارى از احكام حكومتى پيامبر در كتابهاى روايى وتاريخى جمع آورى شده است كه به عنوان نمونه مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
حكم به قطع درخت سمرة بن جندب (١٧) ، تخريب مسجد ضرار (١٨) ، تنبيه متخلفان از شركت در نماز جماعت، (١٩) نهى از متعه در جنگ خيبر (٢٠) ، ممنوعيت نگهدارى مازاد آب وعلوفه در شرايط خاص مدينه. (٢١)
(١٥) امام خمينى(ره)، بدايع الدرر، ص ١٠٧.
(١٦) همان، ص ١٠٨.
(١٧) وسائل الشيعه، ١٧/٣٧٦.
(١٨) همان، ١٦/٣٢٥.
(١٩) همان، ٥/٣٧٥.
(٢٠) همان، ١٤/٤٤١.
(٢١) همان، ١٧/٣٣٣.