فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - حكم حكومتى راهى براى پاسخگويى به نيازهاى متغير محسن اسماعيلى
مشروعيت صدور احكام حكومتى از ناحيه آنان ندارد زيرا ايشان به دليل مقام «نبوت» عهده دار تبليغ احكام الهى بودهاند وبه همين دليل اطاعت از آنچه گفتهاند، به اين عنوان كه بيانگر حكم الهى بودهاند، واجب گشته است؛ نه آنكه آنان اجازه صدور احكامى غير از احكام الهى را داشته باشند تا اطاعت از آن هم واجب باشد. اما پاسخ آن است كه اوّلاً پيامبر خدا افزون بر مقام نبوت، داراى دو منصب ديگر نيز بودهاند؛ قضاوت وامارت ولذا آنچه گفتهاند مىتواند تبليغ دستورهاى الهى يا احكامى باشد كه به اقتضاى منصب قضاوت وامارت مسلمانان صادر فرمودهاند. ثانياً همانگونه كه مفسران گفتهاند تكرار فرمان «اطيعوا» وسياق آيه شريفه به روشنى حاكى از آن است كه مقصود از آن دو اطاعت متفاوت است وگرنه اطاعت از اوامر نبى، از آن جهت كه صرفاً مبلّغ اوامر الهى است، عرفاً ومنطقاً همان اطاعت از خداست ونه اطاعت از رسول، تا آنجا كه حتى اگر براى مثال كسى نمازش را به قصد اطاعت پيامبر يا امام بخواند، نماز او باطل است. (٣)
به بيان روشنتر: پيامبر به عنوان فرستاده پروردگار ودر مقام تبليغ احكام الهى هيچ گونه امر ونهى ندارد ودستورهاى او تنها ارشاد به احكام الهى هستند. به همين دليل اگر مكلفى از آنها سرپيچى كند، تنها با اوامر ونواهى خدا مخالفت كرده است، نه با اوامر ونواهى پيامبر، همان گونه كه دستورهاى ائمه راجع به احكام الهى از همين قبيل است ودر حقيقت اوامر ونواهى پيامبر وامامان در اين مقام تفاوتى با اوامر ونواهى فقها نسبت به مقلدين خود ندارد....
اما اگر پيامبر به عنوان حاكم وسياستمدار جامعه اسلامى دستورى صادر كند، اطاعت از او واجب است. براى مثال اگر فرمان دهد كه گروهى از رزمندگان به منطقهاى عزيمت كنند، پيروى از دستور وى به عنوان حكم حكومتى(ونه به عنوان تبليغ حكم الهى) واجب است وآيه شريفه {أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ} ناظر به همين گونه از احكام است. (٤)
(٣) امام خمينى، كتاب البيع، ٢/٤٧٧.
(٤) همو، بدايع الدرر، ص ١٠٦.