فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨ - كنترل جمعيت* حسين نورى همدانى
مطلب ديگر، اين كه افراد شغل مىخواهند و ايجاد شغل، مطلبى است مهم، براى اين كه انسان باسواد اگر بيكار باشد باعث پيشرفت نيست. اينها مدرسه، مسكن، آب و برق و دارو مىخواهند و ....
فكر اينها را هم بايد كرد كه انسان هايى كه به وجود مىآيند از نظر وضع زندگى تأمين باشند. چه كسى است كه مسئوليت تعليم و تربيت و ايجاد شغل و تأمين رفاه و ساير احتياجات را به عهده دارد؟
پيغمبر و ائمه(ع) هم براى جامعه و بشريت زعيمى معين كردهاند كه بايد مدير و مدبر باشد. جامعه والى لازم دارد. مسئوليت والى اين است كه براى مردم كار ايجاد كند، مردم را باسواد كند و خوب تربيت نمايد و احتياجات جامعه را تأمين كند. حال اگر والى فكر كرد و ديد كه اگر جمعيت بخواهد زياد شود اداره آنها مشكل است، نه مىتوانيم به تعليم و تربيتشان برسيم، نه مىتوانيم برايشان كار ايجاد كنيم و نه مىتوانيم برايشان وسايل ازدواج فراهم كنيم، ناچار بايد آن را تقليل و تحديد كرد. آن اندازه تجويز كند كه بتواند در راه تعليم و تربيت آنها را بسيج كند و برايشان كار و شغل ايجاد نمايد. اين جاست كه ولايت فقيه در صورتى كه ضرورت و مصلحت اقتضا كند مىتواند به تنظيم و تحديد نسل اقدام كند.
بنابراين همان طور كه پيامبراكرم(ص) مىخواهد امّت زياد شود، عزّت و پيشرفت امّت را هم مىخواهد. بنابراين نمىتوان گفت: زيادى فرزند به گونه مطلق پسنديده است. اين كه بعضى روايات به ناپسندى زيادى فرزند اشاره دارد، تأكيدى بر همين نكته است مانند آنچه در كافى آمده كه: پيامبر با جمعى از جايى عبور مىكردند، گرسنه بودند و از كسى تقاضا كردند از پستان حيواناتشان شير بدوشند، اما صاحب حيوانات، شير ندادند. پيغمبر فرمود: «