حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٤ - سبک زندگی معنوی و اجتماعی در سیره رضوی(ع)

موسی‌بن‌جعفر علیهما‌السلام بود، از این آسیب در امان نبود. جلودىّ که در قساوت قلب نظیر نداشت، با سوارانش به خانه آن حضرت هجوم آورد. امام رضا(ع) برای این که به زنان آسیبی وارد نیاید و کسی به آن‌ها تعرض و بی‌حرمتی نکند، آن‌ها را به يكى از اتاق‌هاى خانه برد و خود پشت درب ايستاد. جلودىّ مصمم بود و تلاش می‌کرد خودش وارد خانه شود و زر و زيور را از زنان بگيرد، ولی امام (ع) به شدت مقاومت می‌کرد و اجازه چنین کاری را به او نمی‌داد؛ امام فرمود: «من خود متصدى اين كار مي‌شوم و سوگند مي‌خورم كه چيزى باقى نگذارم و هر چه باشد، بگيرم و در اختیار تو قرار می‌دهم»‌، ولى جلودىّ زیر بار نرفته، مي‌گفت: این دستور خلیفه است که من خودم باید این کار را انجام دهم. سخنان بسیاری بین امام(ع) و جلودی ردّ و بدل شد و آن حضرت مرتب سوگند می‌خورد که هرچه در اختیار زنان است و در خانه وجود دارد تحویل دهد و چیزی را فرو نگذارد؛ تا این که سرانجام جلودى متقاعد شد و پذيرفت خود حضرت این کار را انجام دهد؛ از این رو، امام (ع) به داخل اتاق رفت و هرچه در منزل و همراه زنان بود ـ از وسایل خانه گرفته تا لباس و زر و زيور، گوشواره، خلخال و دست‌بند ‌ـــــــــــ جمع کرده و تحويل جلودى داد.

مدتی نگذشت که هارون از دنیا رفت و فرزندش مأمون به خلافت رسید و جریان ولایت‌عهدیِ امام رضا(ع) پیش آمد. زمانی که مأمون تصمیم گرفت ولایت‌عهدی را به آن حضرت واگذار کند، با مخالفت عده‌ای روبه‌رو شد؛ از جمله آن‌ها «‌جلودی» بود که مأمون دستور ‌داد آن‌ها را دستگیر و زندانی کنند. روزی که مأمون خواست به صورت رسمی ولایت‌عهدی را به امام رضا(ع) واگذار کند، مجلس باشکوهی تشکیل داد که در آن اقشار مختلف مردم، سفرای کشورهای خارجی و بزرگان کشور حضور داشتند؛ از جمله دستور داده بود، جلودی و افراد دیگری را که با ولایت‌عهدیِ امام رضا(ع) مخالف بوده و در زندان به سر می‌بردند، با غل و زنجیر وارد مجلس کنند. وقتی جلودی داخل مجلس شد، دید امام رضا(ع) در كنار مأمون نشسته است. امام رضا(ع) نیز در آن لحظه متوجه جلودى شد و دید با چه خواری و ذلت در مجلس نشسته است؛ به حالش ترحم کرد و به مأمون گفت: «هب لی هذا الشیخ»؛ اين پيرمرد را به خاطر من ببخش! مأمون رو کرد به حضرت و گفت: اى آقاى من! اين شخص همان كسی است كه به خانه‌های آل‌پيغمبر و دختران رسول خدا(ص) هجوم آورد و اموال آن‌ها را چپاول و غارت کرد، ولی