حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٧ - بازشناسی شخصیت اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
داشته است.
با وجود این موضوع و اشکال وارد بر آن، میتوان از یکی بودن این دو مجموعه روایی، نتیجه مورد نظر حاجی نوری را با بیان دیگری گرفت، چه اینکه وقتی ـ مثلاً ـ از مجموع هزار روایت سکونی در کتب اربعه، بیش از نیمی از آنها به طریق دیگری که صحیح است به دست ما رسیده باشد، این اطمینان به طور عرفی حاصل میشود که سکونی در بقیه روایاتی که از این طریق به دست ما نرسیده نیز مورد اطمینان است.
٩. قرار گرفتن در طریق «کاملالزیارات»
ادعا شده است که آیةالله نمازی شاهرودی به آیةالله خوئی نسبت داده است که: به دلیل واقع شدن سکونی در سند کاملالزیارات، توثیق وی ممکن است.مدعی سپس کلام معجمرجالالحدیث را به نقل از مستدرکاتعلمرجال نقل میکند: «و قد وثّقه العلامة الخوئی لوقوعه فی طریق ابنقولویه القمی».[٣٠٦]
درباره این سخن باید گفت: اولاً، این عبارت مستدرکات[٣٠٧] مربوط به توثیق نوفلی، راویِ از سکونی است؛ ثانیاً، در سند روایات کاملالزیارات سکونی ناقل نیست، بلکه نوفلی ناقل است؛ ثالثاً، در معجمرجالالحدیث[٣٠٨] در ذیل ترجمه نوفلی، نقل روایت از کاملالزیارات آمده است نه در ترجمه سکونی.
نتیجه
از میان نُه دلیل اقامهشده بر اثبات وثاقت سکونی، دو دلیل مبنایی و چهار دلیل صحیح نیستند، اما سه دلیل دیگر ـــــــــــ یعنی عدم استثنای ابنولید از کتاب سکونی، نقل مشایخ اجازه و تصریح شیخ در کتاب العده ـ برای اثبات وثاقت سکونی به طور مطلق کفایت میکنند؛ چنانچه از مجموع پنج دلیل اقامهشده برای تضعیف سکونی، هیچکدام صحیح نبوده و یارای مقاوت در مقابل ادله وثاقت را ندارند.
[٣٠٦]. مجله علوم حدیث، «بازشناسی یک راوی: اسماعیلبنابیزیاد السکونی»، سال دوازدهم، ش١، ص١٧٣.
[٣٠٧]. ر.ک: مستدرکات علمرجالالحدیث، ج١، ص٣٣٨.
[٣٠٨]. ر.ک: معجمرجالالحديث، ج٦، ص١١٤.