حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠١ - بازشناسی شخصیت اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
ب) ممکن است تضعیف ابنغضائری، به جهت عامی بودن سکونی باشد.
ج) ممکن است مراد از سکونی، اسماعیلبنمهران باشد که لقب سکونی را دارد و ابنغضائری او را ضعیف میداند. یا منظور محبوببنحسان یا مهرانبنمحمدبنابينصر باشد که همگی ملقب به سکونی هستند. و هر کدام از این احتمالات باشد، این دلیل اعتبار خود را از دست میدهد.
د) نسبتِ کتاب به ابنغضائری مورد قبول نیست.
ولی در این چهار ردّ معجمرجالالحدیث اشکالاتی وجود دارد:
ـ نسخه امروزیِ قهپانی، نسخه کامل کتاب ابنغضائری نیست، بلکه نسخه بازسازیشده از کتابهای دیگر است و شاید نسخه کامل یا نسخهای که این نقل در آن بوده، در اختیار علامه قرار داشته و ظاهراً مراد علامه از کلام ابنغضائری همین کتاب است.
ـ دلیلی بیان نشده است که تضعیفِ ابنغضائری به دلیل عامی بودن سکونی است، چه اینکه ممکن است ابنغضائری مانند نجاشی و شیخ، عدالت را شرط بر وثاقت نمیداند (شیخ و نجاشی بسیاری از راویان فاسدالمذهب را توثیق کرده و از آنها نقل روایت دارند).
ـ چنانچه در معرفی سکونی در ابتدای نوشتار گذشت، مراد از «السکونی» به طور مطلق سکونیِ مورد ترجمه است؛ علاوه بر این، سکونی از جابربنیزید جعفی نقل روایت دارد.[٢٧٦]
ـ اینکه آیهالله خوئی نسبتِ کتاب به ابنغضائری را قبول ندارد، مبنایی است. و بنا بر قبول این نسبت باید تضعیف را پذیرفت.
به نظر میرسد، بتوان به این تضعیف اینگونه پاسخ داد:
اول: تضعیفات ابنغضائری مبتنی بر غلو است و امروزه تضعیفات مبتنی بر غلو، نزد گروهی از دانشمندان رجالی محل تأمل است و اینکه سکونی به این دلیل از جانب ابنغضائری تضعیف شده باشد، بعید نیست، چه اینکه نجاشی درباره نوفلی که نزدیک به ٩٩ درصد روایاتِ او از سکونی است، از بعضی قمیون نقل کرده است که او را متهم به غلو میدانستند؛[٢٧٧] هرچند در روایات او چنین مطلبی نیست. حال ممکن است ابنغضائری از بعضی روایات سکونی برداشتِ غلو کرده باشد؛ چنانچه در ترجمه جابر
[٢٧٦]. ر.ک: كافي، ج٦، ص١٧، ح١.
[٢٧٧]. رجال(نجاشی)، ص٣٨.