حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٠ - جوامع روایی فریقین و گزاره نقصان عقل زن (گونهها، اسناد و مصادر)
نادرستیِ اینگونه از سخنان و مجعول دانستنِ بسیاری از آنهاست.[١٨٣]
آنچه مسلّم است، عدم توجه به کنه معنای روایات و اکتفا به ظاهر کلام میتواند آدمی را از نیل به معنای اصلی بازدارد. این امر در زمینه تمامی متون مطرح بوده و در متون دینی حساستر است. در برخورد با متون روایی پس از احراز صحت صدور روایت، مراحل متعددی باید طی شود تا معنای اصلی کلام به دست آید. مهمترینِ این مراحل عبارت از: عرضه بر آیات قرآن، به دست آوردن سایر متون رواییِ همموضوع و بررسی تاریخی مسئله است. روایاتی که کمبهره بودن زنان از خرد را بیان میدارند نیز از این اصل کلی مستثنا نیستند. با توجه به آنکه در زمینه مباحث فقهالحدیثیِ این دسته از روایات کارهای فراوانی صورت گرفته است، در این مجال تنها به گونهشناسی این احادیث و سپس آسیبشناسی مصادر و اسناد آنها پرداخته و نکات مهمّ پیرامون آن بیان میشود.
گونهشناسی و آسیبشناسیِ متون روایی
جستوجو در منابع روایی فریقین، چهار دسته از روایات را که بر کاستیِ خرد زنان دلالت صریحی دارند، آشکار میکند:
دسته اول
این دسته از روایات که میان متون رواییِ شیعه و اهلسنت مشترکند، به صورت آشکار بر نقصان عقل زنان اشاره میکند. هسته اصلی آنها به پیامبر عظیمالشأن اسلام ٩ بازمیگردد: «إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ مِنْهُنَّ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ»، که به صورتهای گوناگون در متون روایی فریقین قابل دستیابی است.[١٨٤]
[١٨٣]. ر.ک: زن از نگاهی دیگر، ص ٢٠ـ٢٢؛ حدیثپژوهی، ج١، ص٣١١.
[١٨٤]. «وَ مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ٩ عَلَى نِسْوَةٍ فَوَقَفَ عَلَيْهِنَّ ثُمَّ قَالَ يَا مَعَاشِرَ النِّسَاءِ مَا رَأَيْتُ نَوَاقِصَ عُقُولٍ وَ دِينٍ أَذْهَبَ بِعُقُولِ ذَوِي الْأَلْبَابِ مِنْكُنَّ إِنِّي قَدْ رَأَيْتُ أَنَّكُنَّ أَكْثَرُ أَهْلِ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَتَقَرَّبْنَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا اسْتَطَعْتُنَّ فَقَالَتِ امْرَأَةٌ مِنْهُنَّ يَا رَسُولَاللَّهِ ٩ مَا نُقْصَانُ دِينِنَا وَ عُقُولِنَا فَقَالَ أَمَّا نُقْصَانُ دِينِكُنَّ فَالْحَيْضُ الَّذِي يُصِيبُكُنَّ فَتَمْكُثُ إِحْدَاكُنَّ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا تُصَلِّي وَ لَا تَصُومُ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِكُنَّ فَشَهَادَتُكُنَّ إِنَّمَا شَهَادَةُ الْمَرْأَةِ نِصْفُ شَهَادَةِ الرَّجُلِ»؛ منلایحضرهالفقیه، ج٣، ص٣٩٠، ح٤٣٧١ و ص٣٩١، ح٤٣٧٥؛ مکارمالأخلاق، ص٢٠١ و٢٠٢؛ نهجالبلاغه(صبحیصالح)،ص١٠٥و٣٧٣؛ خصائصالأئمه(خصائصأمیرالمؤمنین٧)، ص١٠٠؛ غررالحکم و دررالکلم، ص٧١٢، ح١٦٢؛ عیونالحکم و المواعظ، ص٤٩٠، ح٩٠٨٥؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص٤٠٨، ح٩٣٧٩؛ تفصیل وسائلالشیعة إلی تحصیل مسائلالشریعه، ج٢، ص٣٤٤، ح٢٣٢١؛ ج٢٠، ص٢٤، ح٢٤٩٣٤ و ص٢٥، ح٢٤٩٣٦؛ بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار:، ج٣٠، ص١٧، ح١؛ ج٣٢، ص٢٤٧، ح١٩٥ و ص٥٦٢، ح٤٦٨ (به نقل از: کافی)؛ ج٣٣، ص٤٥٨، ح٤٧٤ (به نقل از: نهجالبلاغه) و ص٤٦١، ح٦٧٧ (به نقل از: ابنابیالحدید)؛ ج٧٨، ص١٠٧، ح ٢٥؛ ج١٠٠، ص٢٢٨، ح٣١؛ جامعأحادیثالشیعه، ج٢٥، ص١١٦، ح ٣٦٤٩٥ و ص٥٥٠، ح٣٧٢٢٦؛ ج٣٠، ص١٠٢، ح٤٥٢٨٢؛ المسترشد فی إمامة علیبنأبیطالب:، ص٤١٨؛ کشف المحجة لثمرة المهجة، ص٢٥٣؛ نوادر الأخبار فیما یتعلق بأصول الدین، ص١٩٣، ح١؛ الکافی، ج٥، ص٣٩، ح٤ و ص٣٢٢، ح١؛ تهذیبالأحکام، ج٧، ص٤٠٤، ح٢١؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمه:، ج٧، ص٦٨؛ وقعة صفین، ص٢٠٤؛ الغارات أو الإستنفار و الغارات، ج٢، ص٧٥٣؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج١١، ص٨٦، ح١٢٤٨١.
«يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ وَ أَكْثِرْنَ الاِسْتِغْفَارَ فَإِنِّى رَأَيْتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ. قَالَتِ امْرَأَةٌ مِنْهُنَّ جزلة و مَا لَنَا يَا رَسُولَاللَّهِ أكثر أهل النار؟ قَالَ: ُتكْثِرْنَ اللَّعْنَ وَ تَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ وَمَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ أَغْلَبَ لِذِى اللُّبِّ مِنْكُنَّ. قَالَتْ: يَا رَسُولَاللَّهِ وَ مَا نُقْصَانُ الْعَقْلِ وَ الدِّينِ؟ قَالَ: أَمَّا نُقْصَانُ الْعَقْلِ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ تَعْدِلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ وَاحِدٍ فَهَذَا نُقْصَانُ الْعَقْلِ وَ تَمْكُثُ اللَّيَالِىَ لاَ تُصَلِّى وَ تُفْطِرُ فِى رَمَضَانَ فَهَذَا نُقْصَانُ الدِّينِ»؛ تذکرة الخواص من الأمة فی ذکر خصائص الأمة فی ذکر خصائص الأئمه:، ص٧٩ و٨٩؛ تاریخالأمم والملوک، ج٥، ص١١؛ کتابالفتوح، ج٣، ص٣٢؛ تجاربالأمم، ج١، ص٥١٨؛ الکامل فی التاریخ، ج٣، ص٢٩٣؛ دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، ج٢، ص٦٢٢؛ صحیح مسلم، ص٦٠، ح٧٩؛ سنن ابنماجه، ج٢، ص١٣٢٦، ح٤٠٠٣؛ السنن الکبری، ج٢، ص٣، ح١٥١٧؛ ج٦، ص٢٦٣، ح٨٢٠٣؛ المستدرک علی الصحیحین، ج٢، ص٥٤٩، ح٢٨٢٦؛ مسند ابییعلی، ج٤، ص١٨٨، ح ٥١٠٩؛ جامعالترمذی، ص٤٢٤، ح٢٦١٣؛ مسند الإمام أحمدبنحنبل، ج٢، ص٩١ و٩٢، ح٥٣٤٢؛ سنن ابیداود، ج٤، ص٢١٩ و٢٢٠، ح ٤٦٧٩؛ الأحسان فی تقریب صحیح ابنحبان، ص١١٥ و١١٦، ح٣٣٢٣؛ المصنف، ج٧، ص٢٢٤، ح٥٨؛ مسند الحمیدی، ج١، ص٥١ و٥٢، ح٩٢؛ صحیح البخاری، ج١، ص١١٣، ح٢٩٨ و ص٤٨٤، ح١٣٩٣.