حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٩ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی
غزالی که از منتقدان فلسفه یونان است و در موضوعات گوناگون به مقابله با آن پرداخته است، در موضوع فضایل، همان مطالبی را میگوید که فلاسفه مسلمان از حکمای یونان وام گرفتهاند.[١٣٢] ملاصدرا نیز از همین منظر به فضایل نگریسته و میگوید: اگر ارکان چهارگانه نفس که قوّت علم، قوّت غضب، قوّت شهوت و قوّت عدل است، اعتدال یابد، حسن خلق پدید میآید.[١٣٣]
دیدگاه و مبانی فلسفه یونان در موضوع فضایل به حدی بر مباحث دانش اخلاق اسلامی تسلط و سیطره یافت که دانشمندانِ ملتزم به متون دروندینی و متمایل به مشربهای فقهی و حدیثی را نیز ناچار کرد هر جا از اخلاق سخن میگویند، تنها از همین زاویه به نفس انسان بنگرند و در همین چارچوب به تحلیل موضوعات اخلاقی بپردازند؛ از همین رو، وقتی شیخ محمود شبستری در گلشن راز بنا دارد اصول اخلاق را برشمارد، چنین میسراید:
اصول خلق نیک آمد عدالت پس از وی حکمت و عفت شجاعت[١٣٤]
ملامحمدمهدی نراقی نیز در کتاب ارزشمند جامعالسعادات، مباحث اخلاقی را بر پایه قوای نفسانی طراحی میکند. البته وی میکوشد اصلاحات و تغییراتی را در مبانی یونانی پدید آورد؛ لذا قوه چهارمی را با عنوان «قوه وهم» به قوای سهگانه میافزاید و میگوید: اجتماع این چهار قوه در انسان، مانند اجتماع پادشاه یا حکیم، سگ، خوک و شیطان در یک جاست.[١٣٥] وی همچنین میکوشد تا قوای سهگانه نفس افلاطونی را با آنچه در متون دینی «نفس مطمئنه»، «نفس لوّامه» و «نفس امّاره» معرفی میشود، ارتباط دهد.[١٣٦] با این حال، او در نهایت به این نتیجه میرسد که اجناس فضایل همان چهار فضیلت مشهور، یعنی حکمت، عفت، شجاعت و عدالت است و این مطلب را با چند تقریر متفاوت بیان میکند.[١٣٧] ملااحمد نراقی نیز با اندکی تفاوت همین مسیر را ادامه داده است.[١٣٨]
[١٣٢]. میزانالعمل (ترازوی کردار)، ص۷۵.
[١٣٣]. الحکمةالمتعالیه، ج۵، ص۸۹.
[١٣٤]. گلشن راز، ص۸۲ .
[١٣٥]. جامعالسعادات، ج۱، ص۷۲.
[١٣٦]. همان، ص۷۱.
[١٣٧]. همان، ص۲۵۱.
[١٣٨]. معراجالسعادة، ص۳۹.