حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٥
را دعوت به حق ميكردند و علمای اين امت نيز همينطورند.
ب) انـبـيـای بنياسرائيل دين جديدي نياوردند، بلكه همه مردم را به دين موسي, دعوت ميكردند؛ علمای اين امت نیز همه را به دين اسلام دعوت و احكام قرآن را تبليغ ميكنند.
ج) علمای اين امت مانند انبيای بنياسرائيل زاهد در دنيا و راغبِ آخرت بودهاند.[٥٠٧]
همانگونه که ملاحظه شد، احتمال دارد مراد از علما در روایت مزبور، خصوص ائمه. باشند؛[٥٠٨] در مقابل، برخی در تفسیر این روایت، عنوان «علما» را به علما و دانشمندان امت اسلامی تعمیم داده و از این تفسیر در اثبات برخی فروعات فقهی همچون اثبات «ولایت فقیه»[٥٠٩] و «جواز اجرای حدود به دست فقها»[٥١٠] استفاده کردهاند.
از طرفداران این تفسیر میتوان به: ابنفهد حلّی،[٥١١] شهید ثانی،[٥١٢] ابنمیثم بحرانی،[٥١٣] سیدحیدر آملی،[٥١٤] ابنعربی[٥١٥] و امام خمینی[٥١٦] اشاره کرد.
از جمله شواهدی که برای تفسیر «علما» به علمای امّت میتوان ارائه کرد، روایتی است که در رجال کشی نقل شده که امیرالمؤمنین, به اصبغبننباته فرمودند: «شما همچون انبیای بنیاسرائیلید، جز اینکه از مقام نبوت برخوردار نیستید.» [٥١٧]
[٥٠٧]. تفسیرعاملی، ج٦، ص٥٠.
[٥٠٨]. «... الأئمة في هذه الأمة لما كانوا بمنزلة الأنبياء الذين كانوا في الأمم السابقة كما قال النبي(ص): علماء أمتي كأنبياء بنيإسرائيل، و فسر بالأئمة(ع)...» مرآةالعقول، ج٢، ص٢٨٨. «... أنّهم. بمنزلة الأنبياء في الأمم السالفة ففي كلّ قرن بهم تتمّ الحجّة، كما وَرَدَ أَنَّ عُلَمَاءَ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِيإِسْرَائِيلَ و فسر بهم.»؛ بحارالانوار، ج٢٤، ص٣٠٧.
[٥٠٩] . عوائدالأيام، ص٥٣٢.
[٥١٠] . التنقیحالرائع، ج١، ص٥٩٧.
[٥١١] . المقتصر من شرح المختصر، ص٢٢.
[٥١٢] . منیةالمرید، ص١٨٣.
[٥١٣] . شرح نهجالبلاغة، ج١، ص٨٨.
[٥١٤] . تفسيرالمحيطالأعظم، ج١، ص٥١٥.
[٥١٥] . فتوحاتالمکیة، ج١، ص٢٢٣.
[٥١٦] . ولايت فقيه، ص٩٧.
[٥١٧]. «نَصْرُ بْنُ الصَّبَّاحِ الْبَلْخِيُّ، قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ، عَنْ أَبِيالْجَارُودِ، قَالَ: قُلْتُ لِلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ مَا كَانَ مَنْزِلَةُ هَذَا الرَّجُلِ فِيكُمْ قَالَ مَا أَدْرِي مَا تَقُولُ إِلَّا أَنَّ سُيُوفَنَا كَانَتْ عَلَى عَوَاتِقِنَا فَمَنْ أَوْمَى إِلَيْهِ ضَرَبْنَاهُ بِهَا، وَ كَانَ يَقُولُ لَنَا تَشَرَّطُوا فَوَ اللَّهِ مَا اشْتِرَاطُكُمْ لِذَهَبٍ وَ لَا لِفِضَّةٍ وَ مَا اشْتِرَاطُكُمْ إِلَّا لِلْمَوْتِ، إِنَّ قَوْماً مِنْ قَبْلِكُمْ مِنْ بَنِيإِسْرَائِيلَ تَشَارَطُوا بَيْنَهُمْ فَمَا مَاتَ أَحَدٌ مِنْهُمْ حَتَّى كَانَ نَبِيَّ قَوْمِهِ أَوْ نَبِيَّ قَرْيَتِهِ أَوْ نَبِيَّ نَفْسِهِ، وَ إِنَّكُمْ لَبِمَنْزِلَتِهِمْ غَيْرَ أَنَّكُمْ لَسْتُمْ بِأَنْبِيَاءَ»؛ اختيارمعرفةالرجال، ص ٥ (مراد از «هذاالرجل» امیرالمؤمنین= است).