حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٤ - بررسي تحليليِ اعتبار و جايگاه كتاب «طبالنبي(ص)»
الف) شهرت علمي
یکی از راههای پی بردن به جایگاه علمی، شهرت علمی مؤلف است. این شهرت با مراجعه به گفتهها و مدایح علما درباره شخص، به دست میآید. رسيدن به درجه استادی، نشان از مقام علمی بالاست، زيرا علما بیجهت از کسی تمجید نمیکنند و لقب استادی را به هر کسی نمیدهند. خطيب بغدادي، مستغفري را يكي از شيوخ (اساتيد) اهل علم در نخشب معرفي ميكند.[٣١٨] همچنين القابي مانند حافظ، علامه و محدث[٣١٩] كه بزرگان به او دادهاند، حاكي از شهرت علميِ اوست.
ب) حوزه حديثي
هر كدام از حوزههاي حديثي ويژگي خاص خود را داشتند؛ از این رو، اعتبار کتاب از جهتی، وابسته به شهرت و اعتبار حوزه حدیثی است که کتاب حديثي در آن نگارش و تدوین شده است. در ميان حوزههاي شيعي، قم، بغداد و كوفه[٣٢٠] و از ميان حوزههاي اهلسنت بغداد، بصره و سمرقند اهميت ويژهاي دارند.[٣٢١] حوزه سمرقند علاوه بر پرورش محدثان بزرگ اهلسنت همچون بخاري، توانست عالمان بزرگي از شيعه همچون عياشي و كشي را در خود بپروراند. طبيعي است، تأليف كتاب در چنين حوزهاي، بر اهميت و ارزش آن ميافزايد. مستغفري نه تنها در حوزه سمرقند تحصيل كرده، بلكه درباره برخي از كتابهایش تصريح شده كه در اين حوزه نگارش يافته است.[٣٢٢]
ج) اساتيد
عوامل متعددی در شکلگیری شخصیت علمی افراد مؤثر است. شاید بتوان گفت مهمترین عامل مؤثر در شکلگیری شخصیت علمی فرد، استادان او هستند. به همین دلیل است که علمای بزرگ، داشتن اساتید برجسته را افتخار خود دانسته و داشتههای علمی خود را مدیون اساتیدشان میدانند. ابوالعباس مستغفري از اساتید بزرگی بهره برده و از مشایخ متعددی حدیث نقل کرده است.[٣٢٣] ذهبي(م. ٧٤٨ ق) پس از اينكه
[٣١٨] . تاريخ بغداد، ج٥، ص١٩٤.
[٣١٩] . تذكرة الحفاظ، ج٣، ص١١٠٢ـــــــــ١١٠٣.
[٣٢٠] . تاريخ حديث، ص١١٥.
[٣٢١] . ر.ك: همان، ص٢٣١.
[٣٢٢] . فتح الأبواب، ص١٥٥ـ١٥٦.
[٣٢٣] . زاهر بن أحمد السرخسي، إبراهيم بن لقمان، أبيسعيد عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب الرازي، علي بن محمد بن سعيد السرخسي، جعفر بن محمد البخاري؛ سير أعلام النبلاء، ج١٧، ص ٥٦٤ ـــــــــ ٥٦٥ و تذكرة الحفاظ، ج٣، ص١١٠٢ـــــــــ ١١٠٣. هارون بن أحمد الاسترآبادي؛ موسوعةطبقاتالفقهاء، ج٥، ص٨١ . أبوالحسين نصر بن إسماعيل الكسائي؛ بحارالأنوار، ج٣٦، ص٢٩٧. أبوالعباس بن أبيالحسن؛ تاريخ مدينة دمشق، ج١٣، ص١١٦ ـــــــــ ١١٧. أبامحمد عبدالله بن محمد بن عبدالله بن زر الرازي؛ تاريخ بغداد، ج١٢، ص٢٠٥. محمد بن إبراهيم بن شعيب الغازي؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ١٧، ص٣١ ـــــــــ ٣٢. أبوعمر لاحق بن الحسين المقدسي؛ تاريخ مدينة دمشق، ج١٧، ص٣١ـــــــ٣٢. منصور بن محمد بن علي الوليدي؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ١٧، ص٣١ ـــــــــ ٣٢ و محمد بن أحمد بن سليمان؛ تاريخ مدينة دمشق، ج٣٦، ص٢٠٩، از آن جملهاند.