مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨
حضرت كرد، چه رسد به تصديق آن. قطعاً مراد از لزوم مشورت «نظام شورايى» نيست، كه هيچ شاهد و مؤيدى ندارد، و احتمالًا هدف اساسى ايجاد زمينه رشد عقلانى براى جامعه اسلامى است، يعنى از مقوله دستم بگرفت و پا به پا برد، مىباشد كه پيامبر مكرم (ص) با اين مشورتها- و نه نظام شورايى- شعور سياسى و اجتماعى جامعه را رشد و تعالى بخشد. بله، نسبت به غير معصوم بسيار قوى به نظر مىرسد كه بدون مشورت با متخصصين هر رشته، نتواند حكم حكومتى نمايد، و هرگونه حكمى كه بدون رايزنىهاى مناسب صادر شود، لزوم اجرايى ندارد، كه توضيح و تحليل آن نياز به فرصت بيشترى دارد.
تا اينجا روشن شد سه نظريه اساسى در مورد نظام سياسى اسلام وجود دارد: ١) اسلام فقط در مقوله فردى نظر دارد، و آنچه مربوط به نظام سياسى و اجتماعى مىشود، توسط مردم برنامهريزى و اجراء مىشود، كه اين نظريه بسيار شاذّ و بيشتر در زمانهاى اخير و با كپى بردارى از افكار غربى مطرح شده، كه با تأمل در ريشههاى فكرى و كاركرد خارجى آن، به نفى دين مىانجامد. ٢) اسلام داراى نظام سياسى، اجتماعى، اقتصادى، جزائى، و تمام ابعاد زندگى انسانى را در بر مىگيرد، ولى در مقوله اجتماعى ... اجراى آن در اختيار مسلمانان است. ٣) اسلام مرحله سياستگذارى و هم مرحله اجرا را در تمامى ابعاد زندگى، متصدى شده و وظيفه هر يك را محدود و معين كرده است، از اين نظريه سوم به نام «ولايت» نام برديم، و به عقيده ما همين صحيح است.