مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥
اين ولايت بر فرزانگان است! در حالى كه در ولايت فقيه بر امور اجتماعى، هيچ فرد، يا گروه، يا طبقه، يا قشر خاصى مورد نظر نيست. در آنجا يك نوع خلاء اجتماعى، ادارى و سياسى در نظر گرفته مىشود كه با جعل ولى آن را پر مىكنند. از مجموعه آيات و روايات، و عمدتاً از سخنان مولى على (ع) در نهجالبلاغه، مى توان به خوبى فهميد كه حكومت اسلامى چه اهدافى را پيگيرى مىكند، و حاكم اسلامى چگونه و با چه ابزارى آنها را تحقق مىبخشد. ترسيم دقيق برنامههاى نظام اسلامى يك از ويژگىهاى منحصر به فرد و ناب نهجالبلاغه است كه الان فرصت نقل آنها حتى به صورت فهرست وار وجود ندارد.
تنها مىتوان سه هدف اساسى را ذكر كرد: ١- بيان احكام اسلامى در رابطه با حوادث روز، و به اصطلاح احكام حكومتى، ٢- پياده كردن كليه احكام اسلامى: اعمّ از فردى و اجتماعى، اولى و ثانوى، ٣- برقرارى عدالت اجتماعى، با استيفاى حقوق همه طبقات جامعه، و از ميان بردن هرگونه كشمكش ميان مردم. از اينجا تصوير ولايت به خوبى مشخص مىشود كه همان برپايى نظام اجتماعى- سياسى ويژهاى كه اهداف دينى را در جامعه پياده نمايد.
با اين تصوير بسيار فشرده، روشن شد كه در حكومت اسلامى چيزى به نام «مردم» در مقابل «حكومت» يا «دولت» نداريم، بلكه حاكم و مسئولان حكومتى و عامه مردم، همه در برابر يك حق قرار گرفته، و فقط سنخ مسئوليتها فرق مىكند. روح اين «مردم سالارى» در حقيقت «خدا سالارى» است. ولى فقيه هم جزء مردم است و بايد طبق ضوابط معين و دقيقى حركت كند، هيچگاه نمىتواند طبق هوى