روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨٦٢ - روزشمار جنگ جمعه ١٣ آذر ١٣٦٠ ٧ صفر ١٤٠٢ ٤ دسامبر ١٩٨١
از ٦١: خواهش می کنم به صورت صحیح از تانک استفاده کنید. پل (برای نصب روی رودخانه سابله) و نیروی پیاده برای شما می آید.
از ٥١ به ٦١: تیپ٢٤ برای کمک می آید. اوضاع رو به بهبودی است.
از ٦١: ٤ دستگاه تانک محاصره شده، درگیری با نارنجک وجود دارد، نیروهای پشتیبانی کنندة پل فرار کرده اند. این مسخره است. به خدا منطقه را ترک می کنیم. دیگر هیچ افسری نمانده است. دشمن اطراف مرا به طور کامل محاصره کرده، من از خودم نمی ترسم، از دوستانم می ترسم. کمک پیاده بفرستید (ساعت ٦:٤٥ صبح).
از ٥١: خالد می گوید تنها من مقاومت می کنم و بقیه کشته شده اند (ساعت ٧ صبح).
از ٨١: نیروی پیاده بفرستید. همة شما محاصره خواهید شد. اگر تا ٥ دقیقه دیگر چیزی نیاید، کار تمام است.
از ٥١ به ٨١: برای من پیاده بفرست. الآن تمام تانک ها منهدم می شوند.
از ٥١ به ٨١: الآن همه ما اسیر خواهیم شد.
از ٥١ به ٨١: همه دارند فرار می کنند، بهتر است پل را باز کنیم و عقب نشینی کنیم.
از ٥١ به ٨١: موفق نرسید. احتمالاً او را دستگیر کرده اند یا به عقب آمده [است].
از ٥١ به ٨١: الآن همه [افراد یگان] ما کشته شده اند و فقط من باقی مانده ام.
از ٦١: محسن گردان خودش را برد و ما همین را بیشتر نداشتیم. ٤ تانک ما تمام شد. یک گروهان تانک به علاوه یک دسته به علاوه ٤ نفربر و ٢ عدد شلیکا و ٨ عدد تانک و نیز ٤ دستگاه تانک دیگر سوخت (ساعت ٨ صبح).
از دحام: اگر می شود نیروهایت را به دحام نزدیک کن.
جواب: ما اگر کوچک ترین حرکتی کنیم، پل را می گیرند.
از ٥١: تانک های دحام درحال عقب نشینی اند، نیروی پیاده عقب نشینی کرد.
از خالد: دستور برای عقب نشینی صادر شد.
از ٦١: اگر می توانی موفق را کمک کن. تانک من رفت به قرارگاهم.
از ٧٠ به ٥١: این غضب خدایی بود. خدا ما را نجات نمی دهد.
از محمد به محسن: خالد و موفق را گرفتیم. اگر می توانید بازگردید.
از محمد به محسن: تانک های معتصم به عقب بازگشت.
از خالد: پیاده ها همه عبور کردند و ماشین ها ماندند.
از ٧٠: ازسمت چپ مواظب پل باش. نیروهای ما عقب نشینی کردند (ساعت ٩:٣٠ صبح).
از ٧٠: ما از پل دور هستیم و پشت ما نیروی پیاده وجود دارد.
از ٦١: ٤ تانک از تانک های کمکی منهدم شد (ساعت ١٠ صبح).
از دحام: تمام نیروهای ما عقب نشینی کردند. تیراندازی شدید است. تانک های دشمن سعی می کنند از پل عبور کنند.
جواب: سعی کنید آنها را متوقف کنید، برای ما خوب نیست، نیروی پیادة دشمن زیاد است.
از ٧٠: موقعیت خود را بگویید. فقط نیروی دشمن می بینم. پل از من دور است، سمت چپ ما نیرو نیست. برای بردن زخمی ها نفربر احتیاج داریم.
از ٧٠: موقعیت شما چطور است؟
از ٦١: موقعیت ما خیلی بد است.
از ٧٠: فقط خودت عقب بیا.
از ٦١: کجا بیایم؟ همه به عقب بازمی گردند.
از ٦١: اینجا هرج ومرج است. شرف و حیثیت تیپ به خطر افتاده. قسمتی که باز است حتماً بسته شود.
از دحام: چیزی جز تانک های منهدم شده نیست. پهلوی من گردان طارق است.
از ٧١: خواهش می کنم برای جلوگیری دشمن از نفوذ به مواضع کمک کنید.
از دحام: چه چیزی برای شما باقی ماند؟
از ٧١: چیزی جز قرارگاه تیپ برای ما نمانده است.[١]
[١] سند شماره ١٥٤٥٤٤ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.