روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٠٢ - روزشمار جنگ شنبه ٢٣ آبان ١٣٦٠ ١٧ محرم ١٤٠٢ ١٤ نوامبر ١٩٨١
بود، همه را هیچ حساب می کرد. رضاخان همه را هیچ حساب می کرد و محمدرضا هم این طور بود و این اسباب این می شد که آنها بتوانند سلطه خودشان را تحمیل کنند؛ برای اینکه غیر از یک نفر کسی نیست. با یک نفر می شود تفاهم کرد. اینکه اینها نمی خواهند پای ملت در کار باشد، برای این [است] که با ملت تفاهم کردن کار آسانی نیست، اما با یک نفر رئیس جمهور، با یک نفر نخست وزیر، با یک نفر شاه، اینها می توانند تفاهم کنند و مسائلشان را به او بگویند و این هم به مردم تحمیل کند. مردم هم که در صحنه نیستند و ابرقدرت ها نمی خواهند باشند. دولت هایی را هم که سرکار می آورند، با همین میزان [سر] کار می آورند که به ملت ها کار نداشته باشید شما؛ شمایید که حاکم هستید، شمایید؛ باید همه کارها را خودتان انجام بدهید. ... شما نمی توانید کارهایی که الآن در ایران هست را انجام بدهید الاّ با هماهنگی با ملت، هماهنگی با ملت هم این است که شما توجه کنید به خواست های اینها.
... تفاهم کنید. علما هم فرض کنید که در بلاد هستند. آنها نمی خواهند که سلطنتی بکنند حکومتی بکنند آنها مصالح مردم را ملاحظه می کنند.
... اینکه دیدید که در همه این زمان ها روحانیت مورد هجمه بوده - زمان رضاشاه را شاید هیچ یک از شما ادراک نکرده باشد، درست که بداند چه می کردند. تمام صدمه ها بر روحانیت بود - این روی همین معنا بوده که آنها می دیده اند که روحانیت با ملت دستشان توی هم است و چنانچه اینها [روحانیون] زنده بمانند و اینها دارای یک هویتی باشند، اگر یک کاری بخواهند بکنند، اینهایند که می توانند صدا کنند. خوب رضاشاه هم دید که در خیلی از جاها، قیام ازطرف روحانیت شد؛ از خراسان شد، از اصفهان شد، از جاهای دیگر هم شد، از آذربایجان شد. از این جهت، اینها می خواهند، اساس مطلب این است که ملت را از مسائل روز کنار بگذارند. تماس با ملت نداشته باشد هم مسائل روز و این یک ضرری است که بر دولت ها وارد می شود و خودشان ملتفت نیستند.
شمایی که الآن متوجه این مطلب هستید و احساس این مطلب را کرده اید که هرچه دارید از مردم است، اگر مردم نبودند، اگر این مردم، خصوصاً این مستضعفین، خصوصاً این جنوب شهری های به اصطلاح پابرهنه ها، اگر اینها نبودند، شماها یا در حبس الآن بودید یا در تبعید بودید یا در انزوا؛ همه شما یا باید بنشینید توی خانه هایتان و نتوانید یک کلمه صحبت بکنید یا اگر صحبت کردید، باید حبس بروید، زجر بکشید، باید تبعید بشوید و امثال ذلک. این ملت است که آمد شما را از این همه گرفتاری ها بیرون آورد و آورد و با رأی خودش، مجلس درست کرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ کرد و رئیس جمهور درست کرد و آنها هم دولت درست کردند. همه چیزهایی که ما داریم از این مردم است، خصوصاً از این مستضعفین. آن بالایی ها به مردم کاری ندارند، آنها مشغول کار خودشان هستند، آنها ناراضی می خواهند درست کنند.
... آن که شما را از آن رنج و از آن عذاب و از آن گرفتاری بیرون آورد و آورد به مقام دولت رساند، این مردم بودند. تا این مردم را دارید خوف اینکه بتوانند به شما آسیب برسانند، هیچ نداشته