روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٨٢ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢١ آبان ١٣٦٠ ١٥ محرم ١٤٠٢ ١٢ نوامبر ١٩٨١
شهرستان های دیگر و تهران که از جنگ فاصله دارند، قرار دارد، ولی این روستاییان که در این شرایط به فعالیت مشغول اند و بزرگ ترین پشتوانه رزمندگان هستند، احتیاج به کمک دارند؛ چه کمک مادی و چه روحی و معنوی. چون اینها ازهرلحاظ مستضعف هستند. اینها کسانی هستند که در همان اوایل جنگ به علت نزدیکی به مرز، آماج گلوله های دشمن شدند و خانه هایشان ویران شد و همه چیز خود را از دست دادند و عده ای نیز فرزندانشان و برخی دیگر نان آور خانواده شان به اسارت درآمده است و از خانه و کاشانة خود رانده شدند. آنها می دانند ممکن است در کمتر از یک دقیقه گلوله های توپ و آتش خصم، دسترنج ماه ها و حتی سال هایشان را در یک دم نابود سازد و به تل خاکستری مبدل کند، ولی همچنان در سرزمین خود مانده اند و به جهادشان ادامه می دهند و هرروز سخت تر از روز پیش می شوند و لحظه ای تردید و یأس و نومیدی در دلشان راه نمی دهند، چون در پایان چیزی جز پیروزی نمی بینند.
در اهواز، جنب وجوش عجیبی به چشم می خورد. اول صبح بچه ها کتاب هایشان را زیر بغل گرفته و به مدرسه می رفتند. کسبه مشغول کار و ادارات چون روزهای عادی قبل از جنگ، روال عادی خود را طی می کند. مردم اهواز به خوبی وضعیت جنگ را درک کرده و با ماندن در شهر و پرکردن پشت جبهه با دشمن خدا به جنگ پرداخته اند. ... این مردم بارها از ابتدای جنگ ثبات خود را نشان داده اند و کوچک ترین فرصتی به دشمن نمی دهند، هرچند که دشمن متجاوز، بی شرمانه موشک هایش را به سوی مدارس، بیمارستان ها، خانه و کاشانه شان روانه می سازد، ولی با هر حمله موشکی دشمن، انسجام مردم اهواز افزایش می یابد و به جای تخلیه شهر، نفرت و انزجارشان نسبت به مزدوران بعثی عراق بیشتر و بیشتر می شود.»
خبرنگار اعزامی کیهان در ادامة مطلب با عنوان "خلبانان دلیر از آسمان عراق برایمان می گویند" به سراغ خاطرات خلبانان نیروی هوایی رفته و به نقل خاطرات یکی از آنان پرداخته و نوشته است: «در یکی از مأموریت ها به سوی عراق پرواز کردم تا یکی از پل های اصلی آنها را تخریب کنم. وقتی نزدیک شدم، دیدم یک اتومبیل فولکس استیشن از روی پل رد می شود. برای اینکه به اتومبیل و سرنشینان آن صدمه ای نرسد، باوجودی که وقت کم داشتم و ممکن بود خودم هدف قرار بگیرم، یک بار دیگر دور زدم تا ماشین از روی پل رد شود، ولی اتومبیل به سختی و کندی حرکت می کرد و من مرتب در دلم به او بدوبیراه می گفتم که چرا این قدر آهسته حرکت می کند. خلاصه وقتی که اتومبیل به طور کامل پل را طی کرد، پل را هدف قرار داده و تخریب کردم.»
خبرنگار کیهان در ادامه گزارش خود از قول یکی از رزمندگان ستاد جنگ های نامنظم (شهید دکتر چمران) نوشته است: «مردم باید بدانند که آزادکردن هر وجب از خاک تصرف شدة میهن اسلامی با شهادت ها و ازخودگذشتگی و ایثار خون جوانان پاک باخته ای همراه است که عاشقانه به کربلای خوزستان آمده اند.» این رزمنده درباره تأمین نیازمندی های نیروهای جنگ های نامنظم