روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧٦ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٠ آبان ١٣٦٠ ١٤ محرم ١٤٠٢ ١١ نوامبر ١٩٨١
برادران ارتش در همین کتاب، صفحة ١٨٩ این نکتة منطقی را تأیید کردند. یعنی اینها خودشان هم حواسشان هست که عملیات در غرب کرخه (فتح المبین)، ٥ برابر ٦ برابر بزرگ تر از بُستان است و این غیرمنطقی است، اصلاً نه ارتش چنین توانی داشت نه سپاه. خودشان این نکتة منطقی را تأیید می کنند: «از دلایل برتری عملیات در جبهه بُستان بر عملیات در جبهه کرخه کسب تجربه عملیاتی و آماده سازی نیروها برای عملیات بزرگ تر بود.» می پذیرند که عملیات در غرب کرخه خیلی بزرگ تر از بُستان است، بعد یک برآورد وضعیت عملیاتی تدوین می کنند. عجیب است این برآورد را کی می دهند به شهید صیاد؟ ٢٥ آبان. این برآورد تنها برآوردی است که از ارتش داریم، هیچ برآورد وضعیت عملیاتی دیگری دراختیار ما نیست و نمی دانیم اینها چطور فکر می کردند، چه می نوشتند، برآورد نه طرح عملیات. برآورد یا چیزی تحت عنوان برآورد وضعیت عملیاتی و تجزیه وتحلیل آن به صورت مکتوب از ارتش نداریم. این برآورد را شهید صیاد به ما داد و یادداشتش هم در حاشیه این هست.[١]
ضمیمه دوم گزارش٤٣٠: سخنان دکتر فرهاد درویشی درخصوص تأثیر عملیات ثامن الائمه(ع) و شکل گیری یک راهبرد جدید نظامی در عملیات های آینده
دکتر فرهاد درویشی در نشریه شماره١٠ فصلنامه تاریخ جنگ از انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ (مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس) درباره بازتاب تأثیر عملیات پیروز ثامن الائمه(ع) در شکل گیری یک راهبرد جدید نظامی در طرح ریزی های آینده و همچنین طراحی عملیات آزادسازی بستان نوشته است:
«عنوان کربلای١ برای نام این عملیات برگرفته از طرحی بود که پس از موفقیت عملیات ثامن الائمه(ع) و عقب راندن ارتش عراق تا غرب رودخانه کارون، توسط سپاه و ارتش برای اجرا به شورای عالی دفاع ارائه شده بود. نتایج عملیات ثامن الائمه(ع) [که منجر به آزادسازی زمین های اشغالی شرق رودخانه کارون شد] مبین این نکته بود که طراحی و انجام عملیات های گسترده با سبک و شیوه جدید، نه تنها امر امکان پذیری است، بلکه تعیین کننده آینده و سرنوشت جنگ نیز خواهد بود. درواقع موفقیت در عملیات ثامن الائمه(ع)، فرماندهان نظامی کشور را بر آن داشت تا با اتکا به شیوه های جدید جنگی که موجب تغییر در تاکتیک ها و در سازمان رزم شده بود، به تدوین استراتژی و برنامه درازمدت همت گمارند.
در شرایط موردنظر، فرماندهان عالی رتبه نظامی و سیاسی کشور بر این نکته متفق القول بودند که مسئله جنگ لزوماً بایستی ازطریق اقدامات نظامی حل شود، زیرا هیچ زمینه ای برای راه حل غیرنظامی جنگ وجود نداشت و هیچ قدرتی در جهان نه تنها از تجاوز عراق به جمهوری اسلامی نگران نبود، بلکه برای حفظ موقعیت متجاوز از او حمایت می کرد. بر همین اساس، فرماندهان سپاه و ارتش طی جلسات متعددی شرایط جدید را مورد بررسی قرار داده و مبتنی بر آن استراتژی جدیدی را تعریف کردند. این استراتژی سه هدف اساسی را دنبال می کرد:
١. انهدام هرچه بیشتر ماشین جنگی عراق.
٢. دست یافتن به مواضعی مناسب جهت کم کردن خطوط پدافندی و نهایتاً آزادسازی نیروهای خودی از پدافند، برای افزایش توان خودی در عملیات بعدی.
٣. آماده شدن برای انجام عملیات نهایی و آزادسازی مناطق اشغالی.
... عملیات طریق القدس اولین حلقه از زنجیره استراتژی جدید محسوب می شد که هدف آن آزادسازی بخشی از سرزمین های اشغالی بود. شیوه اجرایی این عملیات مبتنی بر تجارب جنگ انقلابی سپاه بود که در بیش از بیست عملیات به دست آمده بود.»[٢]
[١] اظهارات سردار غلامعلی رشید درمورد سیر طراحی عملیات طریق القدس، جلسه شصتم تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی، تدوین اول، ١٣٩٣، آرشیو تاریخ شفاهی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، صص ١٨ - ٨.
[٢] مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تاریخ جنگ، فصلنامه ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (اداره عملیات)، سال چهارم، شماره ١٠، بهار ١٣٧٤، صص ٧٢ - ٧١.