روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٧٨ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٩ مهر ١٣٦٠ ٢٢ ذی الحجه ١٤٠١ ٢١ اکتبر ١٩٨١
به طور مرتب به بغداد رفت وآمد می کنند. در همین حال، یک هیئت از کارشناسان فرانسوی برای مطالعه درمورد امکان تغییر سیستم پرواز هواپیماهای میراژ به بغداد عزیمت کرده است. کشور عراق در سال ١٩٧٧، شصت فروند از این میراژها را به فرانسه سفارش داد که تاکنون ٢٩ فروند آن ارسال شده است. مسئله غیرعادی دیگری که توسط ناظرین نیز مرسوم تلقی شده این است که کمپانی "گروسرت لوار"، که فروشنده تانک های (آ.ام.ایکس١٣) می باشد، در بازار مکارة بغداد نمایشگاهی از عکس های این تانک ها دایر کرده است.»[١]
ضمیمه گزارش١٧٦: بخش هایی از مقاله نشریه داخلی سپاه درباره رویکرد، سرمایه گذاری، آینده نگری و برنامه ریزی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در گیلان
استان گیلان منطقه ای مهم برای سازمان مجاهدین به شمار می رفت و سازمان سرمایه گذاری نسبتاً زیادی نیز در آن انجام داد. مرکزیت سازمان می پنداشت که شمال کشور برای سازمان به مثابه استان کردستان است برای حزب دمکرات و در گسترش جنبش به سراسر کشور نقش بسزایی خواهد داشت و به دنبال آن برای تحقق این منظور، نیروهای ورزیدة خود را جهت سازماندهی و کادرسازی روانه دو استان شمالی (گیلان و مازندران) کرد و افراد فعال در استان آذربایجان، همچون زنجیره فروش (کاندیدای سازمان در تبریز)، به گیلان اعزام شدند.
گیلان که از آغاز حرکت جدید منافقین همه روزه حوادثی ازقبیل ترور مسئولان و پاسداران و انفجار اماکن مذهبی و دولتی در آن روی می داد و جزء معدود استان هایی بود که به سرعت تشکیلات تارعنکبوتی منافقین در آن تنیده شد و به فاصله کمی از ترور شهید انصاری استاندار گیلان و معاون وی، بسیاری از کادرهای بالای سازمان به قهر انقلابی امت و ارگان های انقلابی گرفتار آمده، بعضاً در درگیری ها کشته شدند. نکته قابل توجه، بی محتوایی عقاید وابستگان به سازمان است که پس از دستگیری و فراهم شدن زمینة تفکر و تعقل، خیلی زود به اشتباه خود پی برده، اظهار ندامت و پشیمانی می کنند. بسیاری از افرادی که در گیلان دستگیر شده اند با اذعان به خطاها و انحرافات سازمان حاضر به همکاری با نیروهای اسلام جهت افشای این تشکیلات شدند. در متن زیر چگونگی تشکیلات سازمان در گیلان از زبان یکی از اعضا ذکر شده که به دلایل اطلاعاتی و امنیتی به ذکر قسمتی از آن اکتفا می شود.
سازمان یک سال قبل تصمیم به آغاز جنگ مسلحانه داشت، ولی به قول خود بنا به دلایلی چون جنگ، این حرکت را به عقب انداخت و در فاصله پیروزی انقلاب تا ٣٠ خرداد، همواره می کوشید تدارکات لازم را برای یک جنگ مسلحانه فراهم کند. این تدارکات که مهمات و اسلحه از سلاح های سبک کلت گرفته تا ژ٣ و سلاح های نیمه سنگین خمپاره و... را شامل می شد، طبق یک نقشه نظامی چریک شهری در انبارهایی در اطراف شهرها جاسازی شد. تشکیلات نظامی که قبلاً زیر پوشش فعالیت های سیاسی، سازمان داده شده بود و بیشتر هواداران هم از این امر اطلاع نداشتند، یک تشکیلات نامنسجم و غیرمنطقی بود که برنامة عملی نداشت تا بتواند با برنامه ریزی های مستمر خود، ضرباتی را برای ناتوان ساختن ارگان های انتظامی شهر وارد کند. البته در شهر رشت دو شورای شش نفری عملیاتی، موسوم به شورای رهبری ١ و شورای رهبری ٢ وجود داشت که همه اعضای میلیشیاهای نظامی[٢] در یک کانال و سامانة ارتباطی از این دو شورا، برنامه و
[١] خبرگزاری پارس، نشریه گزارش های ویژه، شماره ٢١٥، تاریخ ٣٠/٧/١٣٦٠، ص٦ ضمیمه، رادیو اسرائیل، ٢٩/٧/١٣٦٠، به نقل از خبرگزاری فرانسه.
[٢] میلیشیای نظامی در سازمان به افرادی گفته می شد که در شاخه نظامی فعال بودند و به سه سطح با اهمیت درجه یک، دو و سه تقسیم می شدند که میلیشیای درجه یک در ترور و بمب گذاری و تخریب و... پرتجربه و فعال تر بود.