المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٥ - موارد الحاق نون وقايه
لعلّى ابلغ الاسباب، شاهد در « لعلّى » است كه بدون نون وقايه آمده.
و همانطوريكه گفته شد اتّصال آن به نون قليل و كم مىباشد و از موارد نادر است شعر ذيل:
|
فقلت اعيرانى القدوم لعلّنى |
احطّ بها قبرا لابيض ماجد |
يعنى: پس گفتم كه تيشه را بمن عاريه دهيد شايد من با آن غلافى براى شمشير اصيل و نيكو بسازم.
شاهد در « لعلّنى » است كه با نون وقايه آمده.
قوله: اى كثر و ذاع: كلمه « ذاع » يعنى پخش و منتشر گرديد.
قوله: لمزيّتها على اخوانها: ضمائر مؤنّث به « ليت » راجع مىباشند.
قوله: فتجريدها من النّون كثير: ضمير در « تجريدها » به « لعلّ » عود مىكند.
قوله: لانّها ابعد من الفعل: ضمير در « لانّها » به لعلّ عود مىكند.
قوله: لشبهها بحرف الجرّ: ضمير مؤنّث به « لعل » عود مىكند.
قوله: و اتّصالها بها قليل: ضمير در « اتّصالها » به لعلّ و در « بها » به نون وقايه راجع است.
متن: «٧٠»
|
فى الباقيات و اضطرارا خفّفا |
منّى و عنّى بعض من قد سلفا |
تجزيه و تركيب
فى الباقيات: جارّ و مجرور، متعلّق است به « مخيّرا ».
واو: عاطفه.
اضطرارا: مفعول له براى « خفّفا ».
خفّفا: بصيغه ماضى، الفش اطلاقى است.
منّى: مفعول است براى « خفّفا ».