المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٤ - موارد الحاق نون وقايه
شارح گويد:
مقصود اينستكه كلمه « ليت » وقتى به ياء متكلّم متّصل مىشود از نظر استعمال كثيرا با نون وقايه استعمال مىگردد و اين كثرت از خصائص ليت بوده و در ديگر حروف مشبّهه نمىباشد زيرا اين حرف نسبت به ساير حروف از جهت شبيه بودنش به فعل واجد مزيّت و امتيازى است كه حروف ديگر فاقد آن هستند و شاهد براين ادّعا آنستكه بسا ديده شده « ليت » با ماء زائده همراه بوده ولى معذلك عمل كرده است در حاليكه حروف ديگر مشبّهة بالفعل اينگونه نبوده و ماء آنها را از عمل بازمىدارد و بهرتقدير مثال آمدن ليت با نون وقايه مانند آنچه در قرآن شريف آيه (٧٣) سوره (نساء) آمده: يا ليتنى كنت معهم.
سپس مصنّف گويد:
و ليتى بدون نون نادر و كم است.
شارح گويد:
شاعر يعنى زيد الخيل گويد:
|
كمنيّة جابر اذ قال ليتى |
اصادفه و افقد جلّ مالى |
آرزوى مزيد همچون آرزوى جابر بود زمانيكه جابر گفت كاش با زيد برخورد كرده و قسمت بيشتر مالم را در راه از بين بردن وى از دست مىدادم.
شاهد در « ليتى » است كه بدون نون وقايه آمده.
سپس مصنّف گويد:
ولى در لعلّ حكم برعكس است:
شارح گويد:
يعنى برهنه و مجرّد آمدن آن از نون وقايه بسيار و با نون آمدنش كم مىباشد چه آنكه اينكلمه از فعل بسيار دور و شباهتش بحروف جرّ بيشتر است و در قرآن شريف آيه (٣٦) از سوره (غافر) آمده است: