كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - روايات عدم استحباب ختان
دادند) [١] ...
از اين روايت دو چيز استفاده مىشود:
اوّلا؛ قبل از اسلام ختان المرأة بوده است.
ثانيا، پيامبر نه امر كرده به ادامه و نه فرموده حرام است، فقط فرمود حلال است كه از آن استحباب استفاده نمىشود.
روايت ديگر را قطب راوندى در لبّ اللباب آورده است:
* ... و لم يبايع النبى صلّى اللّه عليه و آله احدا من النساء الّا مختونة [٢] ....
كسانى كه مسلمان شدند همه قبل از اسلام مختونه بودند، به عبارت ديگر اين معناى رايج بود و پيامبر دستور نداد و هم در رجال و هم در نساء معمول بوده است و حتّى در زمان ابراهيم عليه السّلام هم بوده است.
٦٥- ادامه مسئله ١٧ ٦/ ١١/ ٨٣
روايات عدم استحباب ختان:
چهار روايت داريم كه از آن عدم استحباب استفاده مىشود.
* ... عن أبى بصير يعنى المرادى (ثقه و سند صحيح است) قال: سألت أبا جعفر عليه السّلام عن الجارية تسبى من أرض الشرك فتسلم فيطلب لها من يخفضها (ختنه كند) فلا يقدر على امرأة فقال: أمّا السنّة فالختان على الرجال و ليس على النساء. [٣]
آيا واجب نيست يا مستحب هم نيست؟ ظاهرش اين است كه نه واجب است و نه مستحب، بلكه مباح است، پس از اين تعبير نفى وجوب و استحباب مىفهميم، چون اگر مستحب بود حضرت مىفرمود بگرديد و كسى را پيدا كنيد، ولى چنين نفرمود.
* ... عن عبد اللّه بن سنان، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال: ختان الغلام من السنّة و خفض الجارية ليس من السنّة (عام است، يعنى نه سنّت وجوبى است و نه استحبابى، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حكمى به عنوان ختان النساء نياورده است). [٤]
* ... عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال: خفض النساء مكرمة و ليس من السنّة و لا شيئا واجبا (نه واجب است و نه مستحب بلكه امرى مباح و مكرمت عرفى است و ظاهر مكرمت اين است كه سبب شخصيّت مرئه است و در زندگى او تأثير دارد، پس به معناى احترام و بزرگداشت و موجب زيبايى مرئه مىشود) و أىّ شيء أفضل من المكرمة. [٥]
* ... عن معاوية بن عمّار، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام فى قول سارة (همسر حضرت ابراهيم عليه السّلام) اللّهم لا تؤاخذنى بما صنعت بهاجر، إنّها كانت خفضتها لتخرج من يمينها بذلك. [٦]
از روايات استفاده مىشود كه ساره عصبانى شد و گفت: من سر هاجر را مىبرم و براى اين كه قسم ادا شود كارى كرد كه ضررى به هاجر نرسد؛ حال اگر اين كار مباح، يا مستحبّ بود، چرا از خداوند تقاضاى عفو مىكند؟
در جواب بايد گفت:
اوّلا؛ اين قسم باطل بوده و براى اداى قسم خفض كرده است.
ثانيا؛ اگر مستحب است نبايد ساره استغفار كند.
اللّهمّ إلّا أن يقال، اين كار بر خلاف رضايت هاجر بوده است.
از حديث عدم مطلوبيّت استفاده مىشود چون اگر امر مستحبّى بود چرا هاجر راضى نباشد؛ شايد به خاطر اين كه حضرت ابراهيم عليه السّلام راضى نبوده است.
در روايت آمده است كه اوّلين نفرى كه خفض كرد ساره بود كه بعد از انجام آن پشيمان شد.
نتيجه: از اين روايات استفاده مىشود كه نمىتوان ختان مرئه را مستحب دانست.
در مقابل، روايات متعدّدى داريم كه دلالت بر استحباب مىكند كه نمونههايى از آن را ذكر مىكنيم. روايات مىگويد ختان مرئه مكرمت است:
* ... عن عبد اللّه بن سنان (روايت مرسله و ضعيف است) عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال الختان سنّة فى الرجال و مكرمة فى النساء. [٧]
* ... عن الفضل بن شاذان (سند ظاهرا خوب است) عن الرضا عليه السّلام انّه كتب إلى المأمون: و الختان سنّة واجب للرجال و مكرمة للنساء. [٨]
روايات متعدّدى هم در مستدرك و بعضى از كتب اهل سنّت وجود دارد كه ختان مرئه را مكرمت مىدانند.
عمده دليل همين روايات است.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٢، ح ١، باب ١٨ از ابواب ما يكتسب به.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١٥، ح ٤، باب ٤٢ از ابواب احكام الاولاد.
[٣]. وسائل الشيعة، ج ١٥، ح ١، باب ٥٦ از ابواب احكام الاولاد.
[٤]. ح ٢، باب ٥٦ از ابواب احكام الاولاد.
[٥]. ح ٣، باب ٥٦ از ابواب احكام الاولاد.
[٦]. ح ٣، باب ٥٨ از ابواب احكام الاولاد.
[٧]. ح ١، باب ٥٨ از ابواب احكام الاولاد.
[٨]. ح ٩، باب ٥٢ از ابواب احكام الاولاد.