كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - حقوق زن از ديدگاه قرآن
«نشوز» به اين معناست كه يكى از زوج و زوجه به وظايف خود عمل نكند و زير بار مسئوليّت نرود و «شقاق» يعنى زوج و زوجه با هم درگير شوند و در بين آنها شكافى پيدا شود كه احكام خاصّ خود را دارد.
همانگونه كه سابقا بيان شد تحرير الوسيله در اصل تحرير وسيلة النجاة مرحوم آقا سيد ابو الحسن اصفهانى است كه آن هم در سايه جواهر است و جواهر هم همين بحث را دارد؛ مرحوم صاحب جواهر در جواهر كه شرح شرايع است مقدّمهاى در مورد حقوق زن و مرد بر يكديگر ذكر كرده است؛ مسالك هم كه شرح ديگرى بر شرايع است همين بحث را دارد.
مرحوم امام هم در مقدّمهاى در مورد حقوق زن و مرد سه حق براى مرد و سه حق براى زن مطرح كردهاند كه ما در اينجا كلام امام را قدرى توسعه و تفصيل مىدهيم زيرا از يك طرف اين روزها محلّ بحث است و از اسلام چهره دگرگونى ارائه شده و گفته مىشود كه اسلام آيين مردانه است و به همين جهت اسلام را مورد حمله قرار مىدهند. از طرف ديگر در زمان ما جمعيّتهاى دفاع از حقوق زنان سر بلند كردهاند كه قصد قربت و خدمت ندارند و در واقع كار آنها فريبكارى و در بعضى از موارد كوبيدن مذهب است، به عنوان مثال كنوانسيون حقوق زنان را تشكيل داده و فرهنگ غربى را در غالب دفاع از حقوق زنان به جوامع ديگر خصوصا جوامع اسلامى تحميل مىكنند كه لازم است ما، از اسلام دفاع كنيم، چرا كه اسلام مدافع حقوق زن و مرد است و اگر اين كار را نكنيم، بيم آن مىرود كه اسلام را به تضييع حقوق زنان متّهم كنند، در حالى كه تمام برنامههاى آنان ريا و فريبكارى است.
علاوه بر اين زنان نصف جمعيّت جهان را تشكيل مىدهند و در بعضى از جوامع بيش از نصف است و اگر ما از حقوق آنان دفاع نكنيم بيم آن مىرود كه آنها سراغ مكاتب الحادى بروند و در زمانى كه نفرات در برنامههاى جهانى مؤثّر است، جذب مكاتب ديگر شوند و از اسلام جدا گردند.
در مصاحبهاى كه با يكى از رسانههاى معتبر خارجى در مورد حقوق زنان انجام شد از آنها سؤال شد كه آيا تساوى حقوق زن و مرد اقتضا نمىكند كه در جوامع غربى نصف وزرا از زنان و نصف آن از مردان باشند؟ در حالى كه در كشورى مثل آلمان كه از مدافعين حقوق زنان است، يك مدير كل هم زن نيست! در جواب گفتند: مردان جامعه اجازه نمىدهند؛ پس معلوم مىشود كه اينها دروغ مىگويند و با اين كه چندين سال است شعار آزادى و برابرى زن را سر مىدهند هنوز اثرى از برابرى در جوامع غربى ديده نمىشود؛ پس اين برنامهها شعار و رياست نه واقعيّت.
در بدو ورود به بحث يك نگاه كلّى به حقوق زن و مرد در قرآن و بعد در اخبار مىاندازيم و سپس جزئيّاتى را كه امام فرمودند بحث مىكنيم.
حقوق زن از ديدگاه قرآن:
از نظر كلّى قرآن اهمّيت زيادى به حقوق زنان مىدهد كه به عنوان نمونه چند آيه را بيان مىكنيم كه بعضى از اين آيات در جواهر و مسالك هم آمده است:
١- «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ». [١]
صدر آيه حقّ طلاق را براى مردان ذكر مىكند و مىفرمايد معناى آن اين نيست كه زنان هيچ حقّى ندارند؛ گرچه برابر نيستند ولى داراى حقوقى هستند.
اسلام خانواده را مانند يك اداره مىداند؛ مرد در خانواده حكم رئيس را دارد و زن مانند معاون و بچهها به عنوان افراد آن هستند، وقتى كسى رئيس شد، ديگران هم براى خود جايگاه و حقوقى دارند.
٢- «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [٢].
اين بخش از آيه مىفرمايد با زنان به صورت معقول و پسنديده معاشرت كنيد نه به صورت يك برده و كنيز. قسمتى از صدر آيه مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً»، در مورد زنان پولدارى كه از نظر ازدواج مطلوب نبودند، افرادى از آنها خواستگارى كرده و آنها را تزويج مىكردند و بعد آنها را رها مىساختند و منتظر بودند تا آنها بميرند و از آن زنان ارث ببرند كه قرآن از آن نهى مىكند.
در قسمت ديگرى از اين آيه مىفرمايد:
«وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ».
همانگونه كه بيان شد سابقا مهريّه را جلوتر مىدادند و بعضى از مردان بعد از ازدواج زنها را تحت فشار قرار مىدادند كه زنان مهريّه را پس دهند كه قرآن از اين عمل هم نهى مىكند و در ادامه مىفرمايد: «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» و در انتها مىفرمايد:
[١]. سوره بقره، آيه ٢٢٨.
[٢]. سوره نساء، آيه ١٩.