كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - حقوق مرد از ديدگاه روايات
متضافر است نياز به بحث سندى نيست.
در جلد ١٤ وسائل باب ٧٥ تا ٨٨ از ابواب مقدّمات نكاح، روايات متعدّدى در مورد حقوق رجل و مرئه آمده است كه از باب نمونه چند روايت را مىخوانيم.
* قال: و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: ألا خيركم خيركم لنسائه و أنا خيركم لنسائى. [١]
اين منطق پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است و با سختگيرىهايى كه در بعضى از روايات آمده سازگار نيست.
* قال: و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: ملعون ملعون من ضيّع من يعول (عائلهاش را). [٢]
اين روايت ابتدا حقّ رجل را بيان مىكند:
* ... عن النبى صلّى اللّه عليه و آله: قال من كان له امرأة تؤذيه لم يقبل اللّه صلاتها و لا حسنة من عملها حتّى تعينه و ترضيه و إن صامت الدهر و قامت و أعتقت الرقاب و أنفقت الأموال فى سبيل اللّه و كانت أوّل من ترد النار ثم قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و على الرجل مثل ذلك الوزر و العذاب إذا كان مؤذيا ظالما ... و من كان له امرأة و لم توافقه و لم تصبر على ما رزقه اللّه و شقت عليه و حملته ما لم يقدر ... [٣]
* ... عن محمّد بن مسلم، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: أوصانى جبرئيل بالمرأة حتّى ظننت أنّه لا ينبغى طلاقها إلّا من فاحشة مبيّنة (عمل زشت آشكار). [٤]
حقوق مرد از ديدگاه قرآن:
تا اينجا قسمتى از آيات و روايات مربوط به حقّ زوجه را خوانديم؛ در مقابل، آيات و رواياتى هم در مورد حقوق رجال داريم كه مهمترين آن آيه زير است:
«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» [٥].
مىتوان اين آيه را به گونهاى معناى كرد كه جامعه مرد سالار باشد ولى ممكن است «قوّامون» را با توجّه به معناى لغوى تفسير كنيم كه معناى قيام به امر است نه مالكيّت، به عبارت ديگر قوّام به معناى مديريّت است.
اسلام خانواده را به منزله يك جامعه كوچك دانسته است كه مدير آن مرد و معاون آن زن و اعضاى آن فرزندان هستند و در يك اداره دو رئيس ممكن نيست، البتّه در تنظيم برنامه مىتوان مشورت كرد، ولى در امور اجرايى يك نفر لازم است و تصميمگير نهايى مرد است. حال اگر شارع مقدّس بفرمايد كه در خانه دو رأى مخالف ممكن نيست و اگر شورايى باشد به طورى كه مرد در يك طرف و زن در طرف ديگر باشد و هيچ يك بر ديگرى برترى نداشته باشد نمىتوان به قرعه متوسّل شد چون قرعه در اينجا بىمعناى است، پس لازم است حرف يك طرف مقدّم باشد. قرآن مىفرمايد به دو دليل مسئوليّت برتر براى مرد است:
١- «بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ»:
به طور كلّى مردان توانايى بيشترى دارند و اين هيچ جاى بحث ندارد. غربىها در اينجا رياكارانه برخورد مىكنند و شعار تساوى سر مىدهند ولى در عمل كاملا بر خلاف آن رفتار مىكنند و تمام پستهاى حسّاس دست مردان است ولى اسلام صادقانه مىگويد كه مردان برترىهايى دارند كه اين برترىها باعث مىشود كه آنها در اداره جامعه قدرى جلوتر باشند نه اين كه همه چيز بر عهده آنها باشد.
٢- «بِما أَنْفَقُوا»:
تمام مسئوليّتهاى مالى بر عهده زوج است كه بايد زحمت بكشد و روزى كسب كند، حال وقتى مسئوليّت اقتصادى به عهده مرد است تصميمگيرى هم بر عهده اوست، پس «قوّامون» در آيه به معناى يك قدم جلوتر از زنان بودن است نه اين كه مالك و صاحب اختيار باشد.
روايات متعدّدى هم در ذيل اين آيه در مورد حقوق مردان داريم كه بعضى از آنها را بيان خواهيم كرد.
٩٨- حق اوّل (أن تطيعه و لا تعصيه) ١١/ ٢/ ٨٤
حقوق مرد از ديدگاه روايات:
روايات مربوط به حقوق مرد هم متعدّد و متضافر است كه دو روايت را مىخوانيم:
* ... عن جابر، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال: إنّ اللّه كتب على الرجال الجهاد و على النساء الجهاد، فجهاد الرجل أن يبذل ماله و دمه حتّى يقتل فى سبيل اللّه و جهاد المرأة أن تصبر على ما ترى من أذى زوجها و غيرته (جهاد زن در واقع جهاد اكبر يعنى جهاد نفس است). [٦]
[١]. ح ١١، باب ٨٨ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٢]. ح ٦، باب ٨٨ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٣]. ح ١، باب ٨٢ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٤]. ح ٤، باب ٨٨ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٥]. سوره نساء، آيه ٣٤.
[٦]. ح ٦، باب ٧٨ از ابواب مقدّمات نكاح.