كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨ - ١- آيات
آيه روايات و اجماع هم دلالت دارد كه مهر لازم است.
نتيجه: تسلّم لزوم مهر عند الدخول در عقد دائم، سبب شده است كه در اينجا فقها از آن نامى نبرند.
نكته دوّم: مهر در قرآن و روايات، اسامى مختلفى دارد.
بعضى مانند ابن قدامه در مغنى در ابتداى بحث مهر نه نام براى آن ذكر كردهاند. مرحوم صاحب جواهر در باب مهور ده اسم براى مهر ذكر مىكند، ولى مشهور و معروف پنج اسم است كه چهار مورد در قرآن آمده است: «اجور، صدقات، فريضه، نحلة»، و «مهر» كه از همه مشهورتر است و در قرآن نيامده است:
«لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً». [١]
«فريضه» به معناى مهر است و چون مهر واجب است به اين نام گفته شده است.
«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً». [٢]
«صدقات» و «صدقات» هر دو صحيح و به معناى مهر است.
«نحلة» به معناى هديه است و چون مهر شبيه هديه است، به اين نام ناميده شده است.
«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ.». [٣]
آيه در مورد متعه است ولى ماهيّت مهر در عقد دائم و موقّت فرقى نمىكند.
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ». [٤]
اين آيه در مورد عقد دائم است كه از مهر تعبير به «اجور» شده است.
«مهر» از الفاظ مشهور است، كه در روايات آمده ولى در قرآن نيست.
وجه تسميه مهر:
مادّه مهر به معناى مهارت است، شايد وجود مهريّه سبب مىشود كه زوج و زوجه دقّت و مهارت بيشترى در انتخاب يكديگر انجام دهند.
نكته سوّم: شهيد ثانى در مسالك تعريفى براى مهر ذكر كرده است
كه صاحب جواهر هم از قول ايشان نقل مىكند. مرحوم شهيد مىفرمايد كه اين تعريف از بعضى از اهل تسنّن گرفته شده است:
هو مال يجب بوطىء غير زنا منها (از ناحيه زوجه) و لا ملك يمين أو بعقد النكاح أو تفويت البضع قهرا (اگر كسى سبب تفويت بضع شود ضامن مهر است) على بعض الوجوه كإرضاع (مطابق مشهور- كه ما نپذيرفتيم- اگر مادر زن، نوه دخترى را شير دهد، دخترش در خانه شوهر حرام مىشود و چون تفويت بضع كرده بايد مهر را بدهد) و رجوع شهود (شهودى شهادت دادند كه اين مرد با اين زن ازدواج كرده و مهر را از زوج گرفته و به زن دادند، حال اگر شهود از شهادت خود برگردند، چون تفويت بضع كردهاند بايد مهر را به زوج بدهند). [٥]
و لكنّ الإنصاف، تعريف خوبى نيست. قسم اوّل (وطى بدون زنا مهر دارد) و قسم دوّم كه در عقد نكاح مىدهند خوب است و آن هم مهر است ولى چيزى را كه در مقابل تفويت بضع مىدهند مهر نمىگويند، چون آن چه كه مىدهد از باب خسارت و ضمان است نه اين كه مهر باشد و در واقع خسارت المهر است، بنا بر اين تعريف كامل نيست.
نتيجه، در واقع مهر آن است كه در عقد نكاح ذكر مىشود و يا در وطى شبهه به گر
دن واطى مىآيد و در مقابل بضع است.
[فروع]
فرع اوّل: چه چيزهايى را مىتوان مهر قرار داد؟
همان گونه كه گفته شد هر چه كه در ملك انسان در آيد مىتوان مهر قرار داد مانند اعيان، منافع، دين، منافع حرّ و حقوق قابل انتقال. دليل اين كه امور فوق را مىتوان مهر قرار داد چيست؟ اصل اوّليه در اين مسأله كدام است؟
ادلّه:
عمومات آيات و روايات مىگويد هر چيزى كه مالكيّت و ماليّت داشته باشد، مىتواند مهر قرار داده شود.
١- آيات:
الف) «وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ» [٦]:
بعد از ذكر محرّمات نكاح «اموالكم» مىفرمايد كه عام است يعنى هم ملك و هم مال باشد و جنس آن فرقى نمىكند كه عين يا دين و يا منفعت حرّ باشد، پس آيه عام است. ادامه آيه در مورد متعه است و «اجورهنّ» مىگويد كه عام است.
[١]. سوره بقره، آيه ٢٣٦.
[٢]. سوره نساء، آيه ٤.
[٣]. سوره نساء، آيه ٢٤.
[٤]. سوره احزاب، آيه ٥٠.
[٥]. مسالك، ج ٨، ص ١٥٧.
[٦]. سوره نساء، آيه ٢٤.