كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - اقوال
تلخّص من جميع ما ذكرنا: از اين حقوق سهگانه كه براى زوجه ذكر كردهاند يكى از واجبات مسلّم است و دو حقّ ديگر وجوبش معلوم نبوده و از مستحبّات است.
[فى القسم]
١٠٩- مسئله ١ (فى معنى القسم) ٢٦/ ٢/ ٨٤
مقدّمه:
يكى از حقوق زوجه بر زوج حق القسم است كه همان قسمت كردن شبها براى بيتوته نزد زوجات است. منظور از حق القسم فقط بيتوته كردن نزد زن است امّا مضاجعه و مواقعه غير از آن است. با اين كه اين حق از حقوق مسلّم است ولى در روايتهايى كه ذكر شد، صحبتى از آن نبود.
قبل از ورود به بحث مقدّمتا مطلبى را مطرح مىكنيم. بناى خانواده بر اساس محبّت و اخلاق انسانى است همانگونه كه در قرآن هم آمده است:
«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها ...» [١] كه محبّت و اخلاق انسانى را از آيات خدا شمرده و پايه خانواده را بر اين استوار مىداند و آيه «عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [٢] هم شاهد ديگرى بر اين معناست، خصوصا كه اين مطلب را در جايى مىگويد كه زوج از زوجه كراهت دارد، پس اساس بايد بر محبّت و رأفت باشد يعنى اگر بناى خانواده بر اساس مسائل اخلاقى و انسانى باشد مشكلى پيش نمىآيد، ولى اگر كار به مسائل حقوقى برسد شارع برنامههايى تعيين كرده است.
معمولا مسائل اخلاقى لطيف ولى مسائل حقوقى خشن است چون طبيعت مسائل حقوقى چنين است، بنا بر اين ما نبايد خيال كنيم اگر بحث حق القسم مطرح مىشود بايد بناى خانواده بر چنين برخوردى باشد، چرا كه اين برنامهها در مورد مسائل حقوقى است و اگر بناى خانواده بر اخلاق باشد جاى اين بحثها نيست.
مسألة ١: من كان له زوجة واحدة ليس لها عليه حقّ المبيت عندها و المضاجعة معها فى كلّ ليلة
بل و لا فى كلّ أربع ليال على الأقوى بل القدر اللازم أن لا يهجرها و لا يضعها كالمعلّقة لا هى ذات بعل و لا مطلّقة نعم لها عليه حق المواقعة فى كل أربعة أشهر مرّة كما مرّ (در مواقعى كه زوجه در خطر خاصّى باشد واجب است بر زوج كه براى جلوگيرى از خطر وقوع در حرام با او مواقعه داشته باشد) و إن كانت عنده أكثر من واحدة فإن كنّ أربع و بات عند إحداهنّ طاف لكل منهنّ ليلة و لا يفضّل بعضهنّ على بعض و إن لم تكن له أربع يجوز له تفضيل بعضهنّ فإن تك عنده امرأتان يجوز له أن يأتى إحداهما ثلاث ليال و الأخرى ليلة و إن تكن ثلاثة فله أن يأتى إحداهن ليلة و له ثلاث ليال و إن كانت عنده زوجات متعدّدة يجب عليه القسم بينهنّ فى كلّ أربع ليال فإن كان عنده أربع كانت لكل منهنّ ليلة فإذا تمّ الدور يجب عليه الابتداء بإحداهنّ و إتمام الدور و هكذا فليس له ليلة بل جميع لياليه لزوجاته و إن كانت له زوجتان فلهما ليلتان فى كلّ أربع و ليلتان له و إن كانت ثلاثا فلهنّ ثلاث و الفاضل له.
و العمل به أحوط (قول مشهور احوط (احتياط مستحبى) است چون به عدالت نزديكتر است) خصوصا فى أكثر من واحد و الأقوى ما تقدّم خصوصا فى الواحد.
اقوال:
در مورد بيتوته در نزد زوجه سه قول است:
١- قول مشهور اين است كه زوجه و لو يكى باشد از هر چهار شب يك شب حق اوست كه واجب است زوج در نزد او بماند و امّا اگر زوجه متعدّد باشد از هر چهار شب به تعداد زوجهها براى آنها و بقيّه شبها براى خودش مىباشد، مثلا اگر دو تا بودند دو شب براى زنها و دو شب براى خودش مىباشد و اگر سه تا بودند، سه شب براى آنها و يك شب براى خودش مىباشد كه هم مىتواند جاى ديگر برود و هم مىتواند نزد يكى از آنها بماند و اگر چهار تا بودند براى هر يك از آنها يك شب است.
پس طبق مبناى مشهور واحد و متعدّد فرق نمىكند اگر يكى هم باشد بايد شبها را تقسيم كند.
٢- مرحوم شيخ در مبسوط و مرحوم محقّق در شرايط و بعضى ديگر از معاصرين مىگويند، اگر يك زوجه باشد حق قسم ندارد و تنها حق او اين است كه ترك زوجه، صدق هجران و قهر كردن نكند، امّا اگر متعدّد شدند دو حالت دارد يا شروع به تقسيم نكرده كه در اين صورت چيزى بر عهده او نيست و مىتواند سراغ آنها نرود كه اگر مصداق نشوز و اعراض نباشد اشكالى ندارد ولى اگر شروع به تقسيم كرد و يك شب نزد يكى از دو زوجه آمد بايد دوّمى را هم ملحق كند و اگر بيش از دو زوجه باشد باز به همين نحو است.
[١]. سوره روم، آيه ٢١.
[٢]. سوره نساء، آيه ١٩.