كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١ - جواب
مىپذيرفتند و الآن هم در خانوادههاى سنّتى پدر و مادر حرف اوّل را مىزنند پس به خاطر رضايت دختر بوده است.
٢- در زوجه و مهر ترديد است، چون در مورد زوجه آيه مىگويد: «إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ» و در مورد مهر مىگويد «أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ».
جواب: اين كه «إِحْدَى ابْنَتَيَّ» مىگويد اين است كه در مقام صيغه ازدواج نبوده بلكه پيشنهاد ازدواج است و امّا ترديد در مهر هم به اين جهت است كه وقتى بين اقلّ و اكثر واقع شد، اقلّ مهر واقعى و اكثر بخشش است و مستحب، و لذا در اصول وقتى تخيير بين اقل و اكثر بود مىگوييم كه اقل واجب و اكثر مستحب است.
٥- ادامه مسئله ١ ٢٤/ ٦/ ٨٣
سؤال: آيا عمل حرّ مىتواند مهر واقع شود؟
دليلى بر منع نداريم و عموماتى كه در مورد مهر در كتاب اللّه و سنّت وارد شده، شامل عمل حرّ هم مىشود بنا بر اين همان كارى كه موسى در مقابل دختر شعيب انجام داد ديگران هم مىتوانند انجام دهند.
علاوه بر اين روايات خاصّه هم داريم كه عمل حرّ مهر واقع شده است كه بعضى از روايات در منابع ما و بعض ديگر، هم در منابع ما و هم در منابع اهل سنّت آمده است. اسناد بعضى از اين روايات قابل خدشه است كه ضعف سند با عمل مشهور جبران مىشود.
* ... عن محمد بن مسلم، عن أبى جعفر عليه السّلام قال: جاءت امرأة إلى النبى صلّى اللّه عليه و آله فقالت: زوّجنى فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: من لهذه؟ فقام رجل فقال: أنا يا رسول اللّه زوّجنيها فقال: ما تعطيها؟ فقال: ما لى شىء قال:
لا، فأعادت فعاد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الكلام فلم يقم أحد غير الرجل ثمّ أعادت فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فى المرّة الثالثة أ تحسن من القرآن شيئا؟
قال: نعم قال: قد زوّجتكها على ما تحسن من القرآن فعلّمها إيّاه. [١]
تعليم قرآن مصداق عمل حرّ است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را مهر قرار دادند.
* ... عن بريد العجلى، عن أبى جعفر عليه السّلام قال: سألته عن رجل تزوّج امرأة على أن يعلّمها سورة من كتاب اللّه فقال: ما أحبّ أن يدخل حتّى يعلّمها السورة و يعطيها شيئا .... [٢]
آيا از اين روايت خلاف مقصود استفاده نمىشود؟ اين كه امام چيز ديگرى را هم به تعليم قرآن ضميمه مىكند، آيا دليل بر اين نيست كه عمل حرّ نمىتواند به تنهايى مهر باشد؟
خير، چرا كه تعبير «ما احبّ» دليل بر كراهت و نشانه جواز است، پس اين روايت هم در صورت دقّت شاهد بر بحث ماست.
روايت ديگر همان مضمون روايت اوّل است كه در منابع ما [٣] و در منابع اهل سنّت [٤] آمده است.
بنا بر اين روايات متعدّد است كه عمل حرّ مىتواند مهر واقع شود، و جاى ترديد و بحث ندارد.
بعضى مثل ابو حنيفه گفتهاند كه عمل حرّ نمىتواند مهر باشد چون ماليّت ندارد، اگر عبد بود منافع او ماليّت داشت چون خودش مال است، ولى حرّ چون خودش مال نيست، منافعش هم ماليّت ندارد، پس نمىتواند مهر واقع شود.
مرحوم شيخ طوسى هم معتقد است كه عمل حرّ نمىتواند مهر باشد، ولى دليل ايشان روايت است و مطابق روايت اين گونه مهر مخصوص حضرت موسى عليه السّلام بوده است، چون او به علم پيامبرى عالم بود كه مىماند و كار مىكند، ولى در ديگران چنين علمى نيست.
جواب:
جواب شيخ طوسى را قبلا بيان كرديم و در جواب ابو حنيفه مىگوييم كه عمل حرّ اگر ماليّت نداشته باشد، تمام قراردادهاى اجاره نفس و فعل حرّ باطل است، در حالى كه اين خلاف سيره عقلاست، پس مال است و تعريف مال (المال ما يبذل بازائه المال) بر آن صادق است، و مردم در مقابل عمل حرّ مال مىدهند، منتهى در واقع عمل در ذمّه است همان طور كه در بيع اعيان، ثمن (بيع نسيه) يا مثمن (بيع سلف) در ذمّه است (كلّى در ذمّه)، پس همان گونه كه كلّى در ذمّه در اعيان ماليّت دارد، عمل حرّ هم در ذمّه است و ذمّه مشغول است و اشكالى ندارد، ممكن است كسى گندمى نداشته باشد ولى هزار خروار گندم در ذمّه را بفروشد، بنا بر اين همان طور كه مال در ذمّه قرار مىگيرد عمل هم در ذمّه قرار مىگيرد و متعهّد مىشود كه عملى را انجام بدهد، پس وسوسه ابو حنيفه اشتباه محض و بر خلاف فتواى خودش در باب اجاره است كه اجاره حرّ را اجازه مىدهد
[١]. ح ١، باب ٢ از ابواب مهور.
[٢]. ح ٢، باب ٧ از ابواب مهور.
[٣]. مستدرك الوسائل، ج ١٥، ح ٢، باب ٢ از ابواب مهور.
[٤]. سنن بيهقى، ج ٧، ص ٢٤٢.