كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - فرع دوّم تصريح به عدم مهر در متن عقد
شده و مفوّضه يعنى خودش تفويض كرده است).
عنوان مسأله:
ذكر مهر در عقد موقّت شرط است ولى در عقد دائم شرط نيست. گاهى ممكن است كه بعضى از اين امر تعجّب كنند كه چگونه ذكر مهر در عقد موقّت شرط است ولى در عقد دائم شرط نيست ولى نكتهاش معلوم است، زيرا عقد موقّت وقتش محدود است و ممكن است يك روزه يا بيشتر باشد بنا بر اين اجرت بايد متناسب با همان مدّت باشد، به همين جهت در حال تغيير است و بايد معيّن شود ولى عقد دائم مدّتش معمولا تا پايان عمر است و مهر آن، مهر المسمّى است كه معيّن است.
اين مسأله داراى دو فرع است كه مرحوم امام (ره) اين دو را با هم ذكر كردهاند:
فرع اوّل: عدم ذكر مهر در متن عقد.
فرع دوّم: تصريح به عدم مهر در متن عقد «زوّجتك بلا مهر» اين جاى گفتگو دارد.
فرع اوّل: عدم ذكر مهر در متن عقد
اگر مهر در عقد دائم ذكر نشود عقد صحيح است و اين كه در صورت عدم ذكر مهر چه چيزى به عنوان مهر ثابت است بحثى است كه در مسئله پنجم خواهد آمد.
ادلّه فرع اوّل:
مسأله داراى دلايل متعدّدى است
١- اجماع:
اجماعى است كه عقد بدون مهر صحيح است كه البتّه اجماع مدركى است.
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
لا خلاف فى أنّ ذكر المهر ليس شرطا فى صحّة العقد بل الاجماع بقسميه (محصّل و منقول) عليه. [١]
٢- آيه: لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً
[٢].
آيه مىفرمايد: اشكالى ندارد اگر زنها را طلاق دهيد قبل از آن كه آنها را مس كنيد و قبل از آن كه مهرى قرار دهيد. آيه ظاهر بلكه صريح است كه عقد بدون مهر صحيح است و لو در مقام بيان حكم ديگرى است و تكليف بعد از طلاق را بيان مىكند ولى مسلّم گرفته است كه عقد بدون مهر داريم.
بعضى از محشّين «لا جُناحَ» را به آيه ٢٤ سوره نساء تفسير كردهاند در حالى كه ربطى به عقد بدون مهر ندارد.
پس مطابق آيه در صورتى كه عقدى خوانده شده و مهر تعيين نشده، صحّت چنين عقدى مسلّم است.
٣- عقد ازدواج معاوضه نيست:
در معاوضه ذكر عوضين از اركان است ولى در عقد نكاح زوج و زوجه ركن عقد هستند و معاوضهاى بين مهر و بضع نيست بلكه مهريّه شبيه شرط است و اگر نباشد نكاح باطل نمىشود، پس على القاعده ذكر مهر لازم نيست.
٤- روايات:
الف) رواياتى كه تصريح دارد اگر عقد بدون مهر بود و دخول صورت گرفت مهر المثل ثابت و عقد صحيح است. در باب دوازده سه روايت است كه در مقام بيان حكم ديگرى است ولى دلالت بر مقصود ما دارد، كه از باب نمونه يك حديث را بيان مىكنيم:
* عن الحلبى قال: سألته (حلبى از غير امام سؤال نمىكند) عن الرجل يتزوّج امرأة فدخل بها و لم يفرض لها مهرا ثم طلّقها فقال لها مهر مثل مهور نساءها و يمتّعها (بر فرض كه دخول نباشد، هديه دهد و اگر دخول شود مهر المثل دهد). [٣]
در روايت سؤال از مهر المثل است، ولى مسلّم است كه بدون مهر، ازدواج صحيح است.
حديث دوّم و سوّم هم همين است.
ب) رواياتى كه [٤] دلالت مىكند اگر شوهر قبل از دخول بميرد در صورتى كه مهر المسمّى هست، نصف مهر ثابت است و اگر مهر المسمّى نباشد چيزى براى زن نيست و معناى آن اين است كه عقد صحيح است.
٢١- ادامه مسأله ٤ ٣٠/ ٨/ ٨٣
فرع دوّم: تصريح به عدم مهر در متن عقد
آيا چنين عقدى صحيح است؟ اين كه «بلا مهر» مىگويد قطعا فاسد است چون در اين صورت هبة البضع و هبة النفس است و آيه صريحا مىفرمايد:
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها
[١]. ج ٣١، ص ٤٩.
[٢]. سوره بقره، آيه ٢٣٦.
[٣]. ح ١، باب ١٢ از ابواب مهور.
[٤]. ح ٤، ٧، ٨، ١١، ٢٠، ٢١، ٢٢، باب ٥٨ از ابواب مهور.