حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩ - حديث
٥٩. امام على عليه السلام: آن كه شأن خود را بشناسد، آن را با كارهاى فانى، خوار نمىسازد.
٦٠. امام على عليه السلام: آن كه خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است.
٦١. امام على عليه السلام: در شگفتم از آن كه خود را نمىشناسد، چگونه پروردگارش را مىشناسد؟
٦٢. امام على عليه السلام[١] در روايتى منسوب به ايشان: [خداوند،] آدمى را، داراى نفس ناطقه (دريابنده) آفريده است. اگر آن را با علم و عمل رشد دهد، مانند گوهرهاى (يا علّتهاى) نخستين خود خواهد شد[٢] و اگر مزاج وى معتدل شود و از اضداد، جدايى گزيند، هر آينه با آن نفس ناطقه، شريكِ آن هفت آسمانِ محكم خواهد شد.
[١] صدر خيرات باشند به شعور و اختيار چنانكه مذهب حكماست پس آن نفوس معتدله نيز كه شريك آنها باشند، چنين باشند. نهايت، بعضى از اعاظم علماى ما دعوى جماديت آنها كرده و آن را از ضروريات دين شمردهاند و قوّت و استحكام آنها به اعتبار اين تواند بود كه هميشه بر جاى خود باشند و از مرور دهور، فتورى به آنها راه نيابد و بنا بر طريقه حكما، قوّت و استحكام معنوى نيز مراد تواند بود و به آنچه تقرير شد، ظاهر مىشود كه اين كلام، مؤيّد چندين اصل از اصول حكما مىتواند شد، نهايت نسبت آن به آن حضرت صلوات اللّه و سلامه عليه ثابت نيست، بلكه گمان فقير، اين است كه كلام يكى از حكما بوده كه بعضى از براى ترويج آن، نسبت به آن حضرت داده[ اند] و اللّه تعالى يعلم».
محدّث ارموى نيز در پاورقى آورده است:« چنانكه شارح رحمه الله فرموده، به ظن متآخم به علم مىتوان حكم كرد كه اين كلام از آن حضرت نيست، نظر به قرائن و اماراتى كه از ملاحظه آنها در يافت اين مدّعا مىشود».( غرر الحكم و درر الكلم: ج ٤ ص ٢٢٠ ٢٢١).[٢] آقا جمال خوانسارى، شارح غرر الحكم، در شرح اين جمله مىگويد:« يعنى آفريده[ است] حق تعالى آدمى را صاحب نفس ادراككننده معقولات، چنان كه اگر پاكيزه گردانَد آدمى آن را به علم و عمل يعنى به تحصيل علم و عمل نيكو، پس شبيه شود با گوهرهاى اوايل علّتهاى آن، يعنى با ذوات آنها. و مراد به" اوايل علّتهاى آن"، عقول مقدّسه است بنا بر آنچه مذكور شد از مذاهب حكما كه آنها وسايط در ايجاد موجودات باشند و علل آنها منتهى به آنها شوند»( غرر الحكم و دُرَر الكلم: ج ٤ ص ٢٢٠).