حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٢ - ٣/ ٢١ صعصعة بن صوحان
عثمان گفت: اين آيه، در شأن ما نازل شده است.
به او گفتم: پس به نيكى فرمان ده و از زشتى، باز دار.
عثمان گفت: اين را واگذار و مقصودت را بگو.
به او گفتم: به نام خداوند بخشنده مهربان.
«الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ؛[١] آنان كه به ناحق از ديارشان رانده شدهاند، تنها به جرم اين كه مىگفتند: پروردگار ما، خداى يگانه است ...».
عثمان گفت: اين آيه هم در حقّ ما نازل شده است.
به او گفتم: پس آنچه را از خدا گرفتهاى، به ما بده.
عثمان [خطاب به ما] گفت: اى مردم! شما بايد گوش به فرمان و مطيع باشيد؛ چرا كه دست خدا با جماعت است و شيطان، همراه شخصِ گسسته از جماعت. به گفتهاش گوش نسپاريد كه اين (صعصعه)، نه مىداند خدا كيست و نه مىداند كجاست.
به او گفتم: امّا اين كه مىگويى: «گوش به فرمان و مطيع باشيد»، تو از ما مىخواهى كه فردا [ى قيامت] بگوييم:
«رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ ط[٢] خداى ما! ما از سروران و بزرگان خود اطاعت كرديم و آنان، ما را از راه به در بردند».
و امّا گفتهات كه: «من، نمىدانم خدا كيست»، خدا، پروردگار ما و پروردگار پدران نخستين ماست. و اين كه مىگويى: «من نمىدانم خدا كجاست»، خداوند متعال، در كمين [ستمكاران] است.
پس عثمان، خشمگين شد و فرمان داد ما را بازگردانند و درها را به روى
[١] حج: آيه ٤٠.
[٢] احزاب: آيه ٦٧.