حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٠ - ٣/ ١٢ حذيفة بن يمان
مُصعَب بن زُبَير، دو فرزند حُجْر (عبيد اللّه و عبد الرحمن) را پس از به بند كشيدن، به قتل رساند.
على عليه السلام از شهادت حجر خبر داده بود و شهادت او و يارانش را به شهادت «اصحاب اخدود»، مانند كرده بود.
روايت شده هنگامى كه حجر را آوردند و فرمان قتل او را صادر شد، گفت: مرا در لباسهايم دفن كنيد، كه در قيامت به دادخواهى بر مىخيزم.[١]
٣/ ١٢
حُذَيفة بن يَمان
ابو عبد اللّه، حُذَيفة بن يَمان بن جابر عَبْسى، از ياران برجسته پيامبر خداست. رجاليان و شرح حالنگاران، او را با ويژگىهايى چون: نجيبزاده، صحابى بزرگ پيامبر خدا، رازدار پيامبر صلى الله عليه و آله و داناترينِ مردم به منافقان، ستودهاند.
پيامبر خدا، نامهاى منافقان را چون رازى به حُذَيفه سپرد و بدو سفارش كرد كه در هنگامه بروز فتنهها، آنها را آشكار ننمايد. آن راز بايد بماند تا روزگارى كه پردهها كنار مىروند و رازها هويدا مىشوند. او پس از جنگ بدر، هماره بِشْكوه و نستوه، در نبردهاى پيامبر صلى الله عليه و آله حاضر بود. حُذَيفه، از معدود كسانى است كه باورهاى خود را ديگرگون نكردند و پس از وفات پيامبر خدا، دگرگونى حقّ خلافت و خلافت حق را بر نتابيدند و با استوار گامى تمام در كنار على عليه السلام ايستادند.
حُذَيفه، از معدود كسانى است كه همراه با على عليه السلام بر پيكر مطهّر فاطمه عليها السلام نماز خواند. او در زمان عمر و عثمان، حكومت مدائن را به عهده داشت و در هنگام خلافت يافتن امير مؤمنان، در بستر بيمارى بود. با اين همه، بيان نكردن والايىها و فضايل على عليه السلام را برنتابيد و با تن رنجور، بر فراز منبر شد و على عليه السلام را با بيانى
[١] الطبقات الكبرى: ج ٦ ص ٢١٧.