حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٨ - ٣/ ١١ حجر بن عدى
نيكوكار)» و «ابن ادبَر»، از كسانى است كه جاهليت و اسلام را درك كرده است. او بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و با ايشان، مصاحبت داشت.
حُجر، از چهرههاى منوّر تاريخ اسلام و از قلّهسانان پُرفروغ تاريخ تشيّع است. او هنوز در سنين جوانى بود كه به محضر پيامبر خدا درآمد و اسلام آورد. دنيا گريزى، زهد، نمازگزارى و روزهدارىِ بسيار، سلحشورى و رزمآورى، شرافت و كرامت و درستكارى و عبادت، از ويژگىهاى اوست.
او به زهد، معروف بود. روح پاك، نفْس سالم، مَنش والا و روش پيراسته حُجر، او را مستجاب الدعوه ساخته بود. او هرگز در برابر حقكشىها و باطلگرايىها سكوت نمىكرد. چنين بود كه همراه مؤمنان و مجاهدان، بر عثمان شوريد و در عينيت بخشيدن به حاكميت مولا على عليه السلام، از هيچ كوششى دريغ نكرد و بدين سان، از ياران ويژه و پيروان مطيع او به شمار مىرفت.
او در نبردهاى على عليه السلام نيز شركت داشت. در جمل، فرمانده سوارهنظام كِنديان بود و در صفّين، فرماندهى قبيله خود را به عهده داشت و در نهروان، جناح چپ[١] و يا راست سپاه على عليه السلام را فرماندهى مىكرد.
او زبانى گويا و كلامى نافذ داشت، به بلاغتْ سخن مىگفت و با فصاحت، حقايق را بيان مىنمود. سخنان زيبا و بيدارگر او درباره جايگاه والاى على عليه السلام، نشانى است از اين حقيقت.
او يار باوفاى على عليه السلام و از مدافعان سختكوش وى بود. چون ضحّاك بن قيس براى غارتگرى روى به عراق نهاد، حجر بن عدى از على عليه السلام براى رويارويى با او فرمان گرفت و با دلاورى، او را شكست داد و ضحّاك، پا به فرار نهاد.
حجر، لحظاتى قبل از ضربت خوردن على عليه السلام، از توطئه خبر يافت و با تمام توان كوشيد تا ايشان را خبر كند؛ امّا موفّق نشد و غمِ به خون نشستن على عليه السلام بر جانش نشست.
[١] الاستيعاب: ج ١ ص ٣٨٩ ش ٥٠٥، اسد الغابة: ج ١ ص ٦٩٧ ش ١٠٩٣.