حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣ - ٢/ ٤ زين العابدين
٥٥٢. المناقب ابن شهرآشوب به نقل از عيون المجالس: امام حسين عليه السلام به همراه انَس بر سرِ قبر خديجه عليها السلام آمد. آنگاه، گريست و به انس فرمود: «تو برو!».
انس مىگويد: خود را از او پنهان كردم و چون ديدم نمازش به درازا كشيد، شنيدم كه چنين مىگفت:
«پروردگارا، پروردگارا! تو آقاى بندهات هستى/ پس بر بنده كوچكى كه پناهش تويى، ترحّم كن.
اى والا خصال، تكيهگاهم تويى/ خوشا به حال كسى كه تو آقاى اويى!
خوشا به حال كسى كه بيمناك و بيدار است/ و گرفتارى خويش را به آن پرشكوه، باز مىگويد!
و هيچ درد و رنجى/ بيشتر از محبّت مولايش ندارد.
هرگاه گرفتارى و رنجش را شِكوِه كند/ خداوند، او را اجابت كرده و پاسخ دهد كه:
" بلى، بلى! تو در پناه منى/ و آنچه گفتى، ما دانستيم.
فرشتگانم مشتاق آواى تواند/ آواز بس كن كه ما آن را شنيديم
دعاى تو نزد من در حجابها مىگردد/ پرده ديگر بس است. آن را كنار زديم.
اگر نسيمى در اطراف آن بوزد/ از آنچه او را فرا مىپوشاند، بيهوش بر زمين مىافتد.
از من بخواه بدون اميد و بيم/ و بىحساب كه اين منم، خداى!"».
٢/ ٤ زين العابدين
٥٥٣. المناقب ابن شهرآشوب: گزارش شده كه عابدان بصره، مانند: ايّوب سِجِستانى، صالح مِزّى، عُتبه عَلّام، حبيب فارسى، مالك بن دينار، ابو صالح اعمى، جعفر بن سليمان، ثابت بنانى، رابعه و سعدانه، [از خداوند متعال] جهت دعا