حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٣ - ٧/ ٤٠ لباس خوارى
٧/ ٤٠ لباسِ خوارى
٧٤٨. تاريخ الطبرى به نقل از حميد بن مسلم: چون حسين عليه السلام با سه يا چهار نفر تنها ماند، شلوار يمانى محكمش را كه چشم را خيره مىكرد خواست تا زير لباسش بپوشد و آن را پاره پاره و رشته رشته كرد تا پس از شهادتش به غارت نبرند.
يكى از ياران او گفت: كاش زير آن، شلوارك مىپوشيدى!
فرمود: «آن، لباسِ خوارى است و براى من، شايسته نيست كه آن را بپوشم»[١].
امّا هنگامى كه به شهادت رسيد، بحر بن كعب، آن را از [تن] ايشان در آورد و ايشان را بىلباس، رها كرد.
٧٤٩. المعجم الكبير به نقل از ابن ابى ليلى: هنگامى كه حسين بن على عليه السلام احساس كرد شهيد مىشود، فرمود: «لباسى كه كسى به آن رغبت نكند، برايم بياوريد كه زير پوششم بگذارم تا مرا بىلباس نكنند».
به ايشان گفته شد: شلوارك.
فرمود: «نه. اين، لباس كسى است كه مُهر خوارى بر او زدهاند».
پس لباسى گرفت و آن را پاره كرد و زير لباسش قرار داد؛ امّا چون به شهادت رسيد، او را بىلباس كردند.
[١] امام عليه السلام با اشاره به آيه ٦١ از سوره بقره، اين لباس را از آنِ يهود دانسته و سبب خوددارى خود را از پوشيدن اين لباس، توضيح داده است. خداوند، يهوديان را در اين آيه محكوم به خوارى كرده است. همچنين، در آيه ٢٩ از سوره توبه، آنان را در جامعه اسلامى در جايى فروتر نشانده است.
به عبارت ديگر،« تبّان» يا همان« تنبان» فارسى، نه به دليل اين كه لباس قوم خاصّى است، بلكه به دليل لباس اهل ذمّه بودن( كه جامه ويژه يهوديان آن روز در سرزمينهاى عربى بود)، مناسب فرزند پيامبر خدا نبود.