حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩ - ٥/ ١٧ ادب سخن گفتن
٥٨٩. الفتوح: امام حسين عليه السلام شبى از خانهاش بيرون آمد و به نزد قبر جدّش رفت .... وليد بن عتبه، كسى را به خانه امام حسين عليه السلام فرستاده بود تا ببيند آيا از مدينه خارج شده است يا نه؟ او را در خانهاش نيافت. [وليد] گفت: ستايش، خداى را كه مورد مطالبه خونِ او قرار نگرفتم.
وليد، پنداشته بود كه امام عليه السلام از مدينه بيرون رفته است؛ امّا امام حسين عليه السلام صبح به خانهاش بازگشت.
شب دوم، دوباره به سوى قبر رفت و دو ركعت نماز خواند و چون نمازش را به پايان برد، چنين گفت: «خدايا! اين، قبر پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله است و من پسر دختر محمّدم و مىدانى كه چه برايم پيش آمده است. خدايا! من، نيكى را دوست دارم و زشتى را ناپسند مىدارم. اى بشكوه بزرگ! من از تو، به حقّ اين قبر و آن كه در آن مدفون است، مىخواهم كه در اين كار، آن چيزى را برايم برگزينى كه خشنودى تو در آن است».
٥/ ١٧ ادب سخن گفتن
٥٩٠. كنز الفوائد از امام حسين عليه السلام (به ابن عبّاس): در آنچه به كارت نمىآيد، سخن مگو كه من از گرانىِ بار آن بر تو مىترسم و در آنچه به كارَت مىآيد هم سخن مگو تا آن كه براى سخنت، جايى مناسب ببينى. بسى گوينده به حق را [چون
نابهجا گفت] عيبناك نمودند. با بردبار و نابخرد مستيز، كه بردبار، تو را دشمن مىدارد و نابِخرد، به سقوطت مىكشد. در پشت سرِ برادر مؤمنت چيزى مگو، جز مانند آنچه دوست دارى او در پشتِ سر تو بگويد و به گونه كسى عمل كن كه مىداند به سبب جرمهايش، دستگير و به نيكىهايش، پاداش داده مىشود. و السلام!».