حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١ - ٨/ ٣٤ در عذرخواهى از نيازمند
٨/ ٣٤ در عذرخواهى از نيازمند
فقيرى از خانهاش خارج شد و كوچههاى مدينه را پيمود و به خانه امام حسين عليه السلام رسيد. درِ خانه را كوبيد و شعر زير را سرود:
كسى كه به تو اميد بسته
و حلقه در خانه تو را به صدا درآورده، نااميد باز نگشته است.
تو سر تا پا، سخاوتى و معدنِ بخششى
و پدرت، كشنده فاسقان است.
امام حسين عليه السلام نماز مىخواند. نمازش را كوتاه كرد و به سوى او آمد و آثار گرفتارى و نادارى را در او ديد. به خانه باز گشت و قنبر را صدا زد. او پاسخ داد: بله، اى پسر پيامبر خدا!
[امام عليه السلام به او] فرمود: «آيا از مخارج زندگى ما چيزى در نزد تو مانده است؟».
گفت: دويست درهم هست كه فرمودهاى آن را ميان خانوادهات تقسيم كنم.
فرمود: «همان را بياور. كسى آمده كه از خانوادهام به آن، سزاوارتر است».
سپس، آن را گرفت و از خانه خارج شد و در حال دادن آن به مرد عرب، چنين سرود:
«اين را بگير و من از تو پوزش مىخواهم
و بدان كه من نسبت به تو مهربانم.
اگر ما در زندگى بهرهاى داشتيم
آنگاه، بارانِ بخشش ما بر تو فرو مىريخت.
امّا روزگار بر ما تنگ گرفته است
و دستان ما اينك از بخششهاى فراوان، كوتاه است».
اعرابى، آن را گرفت و باز گشت، در حالى كه مىگفت:
شما پاكانى امين هستيد
و هرجا ياد شويد، بر شما درود مىفرستند.
شما و فقط شما، والايانى هستيد كه علم به قرآن، نزد شماست
و نيز آنچه سورهها بر آن مشتمل است.
كسى كه از تبارِ على نيست
ديگر افتخارى ميان مردم ندارد.