حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ١٠/ ١٧ قافيه«ظ»
١٠/ ١٦ قافيه «ط»
انسان را ننگ و عار، همين بس كه او را
از مقام بلند انسانى، رو به پستى و انحطاط ببينى:
بر انجام دادن كارهاى نكوهيده حريص باشد
و از كارهاى نيك، گسسته و به آنها بىنشاط باشد.
از بالاى مجلس، امر و نهى كند
با اشاره دستانش به خادمان.
بپندارد كه رامشگرى و خوشگذرانى
جواز گذشتن از صراط است.
به حقيقت كه اين بدبخت، زيانكار و گمراه گشته است
و شاهرگ قلب او، پاره شده است.
١٠/ ١٧ قافيه «ظ»
هرگاه انسان به خود، خيانت كند
هيچ كس اميد ندارد كه وى حريمش را حفظ كند.
چنين كسى، نه وفايى دارد و نه تقوايى
و به هيچ اندرزى گوش فرا نمىدهد.
زهد انسان متّقى، به تراشيدن سر
و پوشيدن لباسهاى خشن نيست
بلكه به هدايت يافتن در گفتار و كردار
و به اصلاح رفتار و خاكسارى هميشگى نگاهش [در دنيا] است.
نيز به انجام دادن كارهايى است كه رهايىبخش و رشد دهندهاند
و باعث رهايى انسان از شرارههاى آتش دوزخ مىشوند.